طـیـلا❤️🩹>
بی من چگونه رفت؟ مگر دوستم نداشت؟
آخر چه خواستم که دگر دوستم نداشت !
طـیـلا❤️🩹>
آخر چه خواستم که دگر دوستم نداشت !
آن اشک های شوق در آغازِ هر سلام
طـیـلا❤️🩹>
آن اشک های شوق در آغازِ هر سلام
آن خنده ها چه بود؟ اگر دوستم نداشت
طـیـلا❤️🩹>
آن خنده ها چه بود؟ اگر دوستم نداشت
آه ای دل صبورِ کماکان در انتظار
طـیـلا❤️🩹>
آه ای دل صبورِ کماکان در انتظار
آه ای نگاه مانده به در، دوستم نداشت
طـیـلا❤️🩹>
از روز دیدنش به نظر دوستم نداشت
من تا سحر به گریه و او تا سحر به خواب
طـیـلا❤️🩹>
من تا سحر به گریه و او تا سحر به خواب
دردا که قدر خواب سحر دوستم نداشت .
طـیـلا❤️🩹>
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم،
گاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم