طـیـلا❤️🩹>
خاموش مانده معبد متروک سینهام در او نه آتشی، نه ز گرمی نشانهیی
دامان دوستی ز چه برچیده ای ز ما؟
دانی که نیست آتش ما را زبانهیی
طـیـلا❤️🩹>
دامان دوستی ز چه برچیده ای ز ما؟ دانی که نیست آتش ما را زبانهیی
خندد بهار خاطر من، زانکه در دلم
هر لحظه میزند غمی ز نو جوانهیی
طـیـلا❤️🩹>
خندد بهار خاطر من، زانکه در دلم هر لحظه میزند غمی ز نو جوانهیی
شد سینه، خانه ی پریان خیال تو
رقصد پری چو کس ننشیند به خانهیی
طـیـلا❤️🩹>
شد سینه، خانه ی پریان خیال تو رقصد پری چو کس ننشیند به خانهیی
خفته است در تنم همه رگهای آرزو
ای پاسدار عشق؟ بزن تازیانهیی
طـیـلا❤️🩹>
خفته است در تنم همه رگهای آرزو ای پاسدار عشق؟ بزن تازیانهیی
چون بوی عود، از پی خودسوزی ِ شبم
مانَد سحر به دفتر سیمین ترانهیی
طـیـلا❤️🩹>
چون بوی عود، از پی خودسوزی ِ شبم مانَد سحر به دفتر سیمین ترانهیی
شاعر: سیمین بهبهانیِ عزیز>❤️🔥
طـیـلا❤️🩹>
چمدان بسته ام از هرچه منم دل بکنم پیرو عقل شوم قید دلم را بزنم
چمدان بسته ام از خواستنت کوچ کنم
تا نبودت بروم ، گور خودم را بکنم