طـیـلا❤️🩹>
به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟ سربه تایید تکان دادی و گفتی آری
عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جان خودت دوستترش میداری ؛
طـیـلا❤️🩹>
عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود او که از جان خودت دوستترش میداری ؛
ای که نزدیکتری از من دلتنگ به من
بین ما نیست به جز فاصلهای اجباری !
طـیـلا❤️🩹>
ای که نزدیکتری از من دلتنگ به من بین ما نیست به جز فاصلهای اجباری !
من عروس توام ای از من و آغوشم دور
خطبه را گریهی من میکند امشب جاری
طـیـلا❤️🩹>
من عروس توام ای از من و آغوشم دور خطبه را گریهی من میکند امشب جاری
زندگی چیست به جز خاطرهای افسرده
زندگی چیست به جز رنج و غمی تکراری'!
طـیـلا❤️🩹>
زندگی چیست به جز خاطرهای افسرده زندگی چیست به جز رنج و غمی تکراری'!
گلهای نیست، به تنهایی خود دل بستم
به غزل گریهی هر روز، به شب بیداری
طـیـلا❤️🩹>
گلهای نیست، به تنهایی خود دل بستم به غزل گریهی هر روز، به شب بیداری
روی دیوار دلم سایهای از قامت توست
مثل تنهایی من، قد بلندی داری !((:
طـیـلا❤️🩹>
روی دیوار دلم سایهای از قامت توست مثل تنهایی من، قد بلندی داری !((:
شاعر: سیده تُکتَم حسینی عزیز [🤍]
در برابر بیمهری آدمها هیچ نمیگویم. سکوت و سکوت و سکوت. انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر. دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصلهاش را. میدانی؟ دیر دریافتم که مسئول طرز فکر آدمها نیستم. بگذار هر که هرچه خواست بگوید! چه اهمیتی دارد؟ من در لاک خود راحتترم. آنجا میشود آرام و بیدغدغه زندگی کرد!
- فروغ فرخزاد
طـیـلا❤️🩹>
نیمی از جان مرا بردی محبت داشتی نیم باقی مانده هم هر وقت فرصت داشتی
بر زمین افتادم و دیدم سراغم آمدی
دست یاری چیست سودای غنیمت داشتی