تیسا
شده بی تاب شوی؟ تاب و توانت برود؟ سر به هر سو بکشی؟ خواب و خیالت برود؟
تاکنون شوری اشکت چشیدی ز غمش؟
بروی بر سر کویش، نیابی اثرش؟
تیسا
تاکنون شوری اشکت چشیدی ز غمش؟ بروی بر سر کویش، نیابی اثرش؟
تا کنون گشتهای از دوری او دیوانه؟
بروی از در مسجد به در میخانه؟
تیسا
تا کنون گشتهای از دوری او دیوانه؟ بروی از در مسجد به در میخانه؟
شده یارت برود چاره نیابی جز اشک؟
شده تشنه بشوی، اب نیابی در مشک؟
تیسا
شده یارت برود چاره نیابی جز اشک؟ شده تشنه بشوی، اب نیابی در مشک؟
شده که از غم دوری کرده باشی سینه چاک؟
بنگری در اینه بر خود ولی بس شبه ناک؟
تیسا
شده که از غم دوری کرده باشی سینه چاک؟ بنگری در اینه بر خود ولی بس شبه ناک؟
شده گویی این که است؟ اینمنمیامردهیمن؟
شده گردی حیران در پی من در خود من؟
تیسا
شده گویی این که است؟ اینمنمیامردهیمن؟ شده گردی حیران در پی من در خود من؟
هر چه گشتم در پیم نیست بجز تو اثری!
تو چه کردی با دل نیست بجز تو قمری؟
.
"کمآوردن" یک روند تدریجیست. یک آسیبدیدگی بلندمدت.
به کسی که میگوید کم آورده، نگوییم صبور باش. همه صبرش را جمع کرده که هنوز میتواند حرف بزند.
چه بگوییم؟ نمیدانم. هیچی. یا "درکت میکنم". یا اگر آدم وایسادن پای ادعا هستیم، "من کنارتم".
- حمید سلیمی
محبوبم اگه بودی باهم میرفتیم تهران بازی جامعه مداحان با فعالین رسانه رو تماشا میکردیم🥲💔😂
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خنده او زود به زودیم
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشستهست
از غیرتمان بود، نوشتند حسودیم!