✂️📒خط سیر نگاهش👀 را که به مادر 🧕ختم می شد، دنبال کردم. مادر کمی صدایش را پایین تر آورده بود😠
_اگر همه ی جوونیم رو به پات گذاشتم، هر چی گفتی گوش کردم و دم بر نیاوردم. فقط و فقط بخاطر شکوفه👧🏻 بود. گفتی نرو سر کار، گفتم چشم! گفتی از بابا و مامانم دست بکشم، گفتم چشم! با نداری هات، با بداخلاقی هات ساختم، فقط بخاطر اینکه دخترم بی مادر نشه!😭
کارگردان📣 فریاد کشید:
_کات🎬...! اُکِی!
سپس از زیر سایه بانی⛱که در گوشه ی پیاده روی آن طرف خیابان نصب شده بود، بیرون آمد و دستانش را به سمت همه ی بازیگرها🧔🏻🧕، فیلم بردارها📹، و صدابردارها🎧 بلند کرد:
_خسته نباشین، مرسی🙏!... ده دقیقه استراحت کنین!...شما هم مرسی خانم مظفری🙏. همین برداشت رو استفاده می کنیم👌. لطفا شما برای پلان بعدی، رسیدن شکوفه👧🏻 و مادرش🧕 آماده بشین!
مادر نفس عمیقی کشید😴 و برای جمعیت که برایش کف👏 می زدند، دستی 👋تکان داد...
#دختران_آفتاب
#روز_دختر
#امیرحسین_بانکی_پور