هدایت شده از درانزوایخویش
پنجره اتاقم تو این خونه جدیده رو به حیاط خلوته.. طبقهی بالا تو اتاق روبرویی یه پسر گیمر زندگی میکنه که شبا معمولا تا دیر وقت بیداره و این نور صورتی روشنه.. صدای بازیشو میشنوم.. گاهی وقتا از پنجره اتاقمو دید میزنه.. اینو من ندیدم.. مامانم بهم گفت وقتی لختی زیر پنجره نشین.. اون پسر عجیبه بعضی وقتا اتاقتو نگاه میکنه.. صبحا، یعنی تقریبا هر صبح، با صدای آهنگش از خواب بیدار میشم.. حالا چی گوش میده؟! بلااستثنا، پیشرو..شبایی که بیخوابی میگیرمو یدونه من میزنم تو سر افسردگی دوتا اون میزنه تو دهنم و تا نزدیکای صبحش بیدارم، میبینم که اونم بیداره.
تا حالا ندیدمشو اصنم مهمم نیست چیه و کیه.. همینکه به جز خودم، یکی دیگه چند متر بالاتر از اتاقم، بیداره، احساس خوبی بهم میده.. این نور صورتی، تنهاییمو کم میکنه.
Never meant to belong
این چند وقت یوتیوب زیاد میرم و یکی از کسایی که خیلی مرتب دنبالش میکنم مدگل عه که احتمالا معرف حضورتو
خلاصه که از اون موقع یع دوتا جن تو حموم پیدا کردم
یکی دیگه بالا در اتاقمه
شیطان پرستا هم محاصرم کردن
یکی نیست بم بگه زن تو که جنبه نداری مگه مجبوری همچین ببینی...😅
فردا هم امتحان دست فرمون دارم هم مصاحبه برای کار مشاوره کنکور میرم
خدایا لااقل برای اینا یه کاری کن
و خب نتیجه ی همه ی دویدن ها این شد که بالاخره به پرستاری که میخاستم رسیدم و امروز میرم مدرسع کع دیپلممو بگیرم:)
در نهایت هم خاک تهران زمین گیرم کرده و تهران میمونم 🙃