eitaa logo
Never meant to belong
205 دنبال‌کننده
1هزار عکس
82 ویدیو
5 فایل
شادی ام ۲۱سالمه تهران زندگی میکنم دانشجوی پرستاری ام پشتیبان ویژه قلمچی ام و کار تدریس و مشاوره انجام میدم و جدیدا یکی دوتا اموزشگاه دیگه هم تدریس میکنم؛ همین...🙃
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجهولات
عمری دگر بباید بعد از وفات مارا کین عمر طی نمودیم،اندر امیدواری -سعدی
خسته ام عصبانی و کلافم ولی ادامه میدم چون مجبورم !
چقدررر مشهد لازمممم
هدایت شده از منظومهٔ من
- ضامنِ آهو .. ای کاش شبی قطع کنی فاصله‌ها را بنشینی و خود ختم کنی قائله‌ها را خلوت شده شهر و همه رفتند ولی من.. خود بدرقه کردم همه قافله‌ها را اینجا که نشستم ز تو دور است ولیکن من می‌شنوم از حرمت غلغله ها را آن‌جا که تو هستی ز منی دور ولیکن از عمق دلم می‌شنوی تو گله ها را؟ تو ضامن آهویی و من صید رمیده باشد که به ما هم بکنی این صله‌ها را گفتی که علیک بالصلوة‌ِ شب و دیگر من نذر تو کردم همه‌ی نافله‌ها را این نامه اعمال من است، غرق سیاهی ای کاش شبی هم بخری باطله‌ها را!.. (ح.جعفری) @manzome_man
گلی را که دیروز به دیدار من هدیه آوردی، ای دوست دور از رخ نازنین تو امروز پژمرد …
اپدیت این روزام؛ از امتحانای دانشگاه و بیمارستان گرفته تا کلینیک و اموزشگاه و قلمچی و دوستام و خونوادم خودمو هزار تیکه کردم عملا و بازم همه میگن چرا نیستی
وقتی وسط تهران زندگی میکنی ولی ی جنوبی اصیلی....
Never meant to belong
وقتی وسط تهران زندگی میکنی ولی ی جنوبی اصیلی....
اخرین شب ترم ۴ پرماجرا شب اخرین امتحان آمار حیاتی داره پرونده ی اینم بسته میشه و عملا ی سال سومی و ترم پنجمی حساب میشم چقدر این ترم واسم بالا پایین داشت ' ی ادم مهم به زندگیم اضافه شد و حتی بعضی ادمایی که قبلا خیلی پررنگ بودن وسط وسط زندگیم غریبه شدن یهو وسط امتحانا در حالی که داشتم واسه امتحان ۳ واحدی سخت اماده میشدم جنگ شد ، امتحانا مجازی شد و حتی میترسیدم شاید وقتی برگردم دیگه این روزای روتین و عادیو نبینم چقدر حرص خوردم با استادها چقدر سخت بود هماهنگ کردن کاراموزی ها چقدر سخت بود تحمل بعضی روزا و چقدر چیز یاد گرفتم :)))
بعد از مدتها سلام از قلمچی و کلاس جدید ، میزجدید و حتی شعبه جدید
Never meant to belong
بیمار ۸۰ ساله مون توهم و هذیان داره به دنبال خماری مواد صبح پاشده داد و بیداد که الان کامیون از رو
۲۴ سالشه به چشم برادری بسیار خوشتیپ و خوشگل با چشمای سبز ترم اخر میکروبیولوژی بوده که بخاطر خماری مواد و خوابیدن سرکلاس بچه ها فیلمشو میگیرن و ابروش تو کل دانشگاه میره فردای همون روز انصراف میده از دانشگاه (دقت کنیددد ترمم اخررر) از بروجرد مهاجرت میکنه شمال اونجا شیرینی پزی یادمیگیره و همزمان تو کافه کار میکنه میگه حقوقم خوب بود به بالای ۳۰ میرسید بعدش به اصرار خونواده دوباره برمیگردن بروجرد و با عموش شیرینی پزی میزنه عکسارو که نشونم داد قناد و باریستای قهاری عه دوماه قبل تو همبن کلینیک میادو موادو ترک میکنه اینسری بخاطر خودکشی با دوز خیلی بالای کلونازپام بستری شده (از بروجرد اومده تهران ) چون خوب باهام حرف میزد ازش میپرسم چیشد که خودکشی کردی؟ گفت گاهی وقتا ی کارایی با زندگیت میکنی که فقط مرگه که میتونه اون لکه ی ننگو پاک کنه فقط میخای هر گندی که زدیو بزاریو بری و در اخرم بهم گفت میشه ازت ی خواهش کنم؟ ابنکه کتاب راز رو بخونی
Never meant to belong
۲۴ سالشه به چشم برادری بسیار خوشتیپ و خوشگل با چشمای سبز ترم اخر میکروبیولوژی بوده که بخاطر خماری مو
۳۴ ساله است اهوازی و هم استانیم عه و وفتی اینو بهش گفتم خیلی خوشحال شد و راحت تر بهم اعتماد کرد ۶ ماه پیش از خانمش طلاق میگیرن بخاطر اینکه خانمش خجالت میکشیده از اینکه ببرتش تو جمع تو اظهارات خانواده زنش نوشته شده بود بخاطر مصرفش ما حتی ی مهمونی ساده هم نمیتونستبم بریم وقتی ۲۰ سالش بوده برای اولین بار مصرف رو با دوستاش امتحان کرده ولی ابنکه چی بوده رو نگفت بعد از اون هی مصرف کرده و هی رفته کمپ هی مصرف هی کمپ و این چرخه ادامه داره .... الانم بیکار شده و در حالی که قطعا وضع مالی خوبی دارن خونوادش(چون هزینه ی این کلینیک خیلی بالاست حدودا هفته ای ۱۰۰ میلیون بیمارها همه از سطح بالا اند) مسافر کشی میکنه برای خرج موادش میگه تنها رفیق من شیشه است مگه میشه بزارمش کنار رفیق تنهاییامو:)