Never meant to belong
وقتی وسط تهران زندگی میکنی ولی ی جنوبی اصیلی....
اخرین شب ترم ۴ پرماجرا
شب اخرین امتحان آمار حیاتی
داره پرونده ی اینم بسته میشه و عملا ی سال سومی و ترم پنجمی حساب میشم
چقدر این ترم واسم بالا پایین داشت ' ی ادم مهم به زندگیم اضافه شد و حتی بعضی ادمایی که قبلا خیلی پررنگ بودن وسط وسط زندگیم غریبه شدن
یهو وسط امتحانا در حالی که داشتم واسه امتحان ۳ واحدی سخت اماده میشدم جنگ شد ، امتحانا مجازی شد و حتی میترسیدم شاید وقتی برگردم دیگه این روزای روتین و عادیو نبینم
چقدر حرص خوردم با استادها
چقدر سخت بود هماهنگ کردن کاراموزی ها چقدر سخت بود تحمل بعضی روزا
و چقدر چیز یاد گرفتم :)))
Never meant to belong
بیمار ۸۰ ساله مون توهم و هذیان داره به دنبال خماری مواد صبح پاشده داد و بیداد که الان کامیون از رو
۲۴ سالشه به چشم برادری بسیار خوشتیپ و خوشگل با چشمای سبز
ترم اخر میکروبیولوژی بوده که بخاطر خماری مواد و خوابیدن سرکلاس بچه ها فیلمشو میگیرن و ابروش تو کل دانشگاه میره
فردای همون روز انصراف میده از دانشگاه (دقت کنیددد ترمم اخررر)
از بروجرد مهاجرت میکنه شمال اونجا شیرینی پزی یادمیگیره و همزمان تو کافه کار میکنه میگه حقوقم خوب بود به بالای ۳۰ میرسید
بعدش به اصرار خونواده دوباره برمیگردن بروجرد و با عموش شیرینی پزی میزنه عکسارو که نشونم داد قناد و باریستای قهاری عه
دوماه قبل تو همبن کلینیک میادو موادو ترک میکنه اینسری بخاطر خودکشی با دوز خیلی بالای کلونازپام بستری شده (از بروجرد اومده تهران )
چون خوب باهام حرف میزد ازش میپرسم چیشد که خودکشی کردی؟
گفت گاهی وقتا ی کارایی با زندگیت میکنی که فقط مرگه که میتونه اون لکه ی ننگو پاک کنه
فقط میخای هر گندی که زدیو بزاریو بری
و در اخرم بهم گفت میشه ازت ی خواهش کنم؟ ابنکه کتاب راز رو بخونی
Never meant to belong
۲۴ سالشه به چشم برادری بسیار خوشتیپ و خوشگل با چشمای سبز ترم اخر میکروبیولوژی بوده که بخاطر خماری مو
۳۴ ساله است اهوازی و هم استانیم عه و وفتی اینو بهش گفتم خیلی خوشحال شد و راحت تر بهم اعتماد کرد
۶ ماه پیش از خانمش طلاق میگیرن بخاطر اینکه خانمش خجالت میکشیده از اینکه ببرتش تو جمع تو اظهارات خانواده زنش نوشته شده بود بخاطر مصرفش ما حتی ی مهمونی ساده هم نمیتونستبم بریم
وقتی ۲۰ سالش بوده برای اولین بار مصرف رو با دوستاش امتحان کرده ولی ابنکه چی بوده رو نگفت
بعد از اون هی مصرف کرده و هی رفته کمپ هی مصرف هی کمپ و این چرخه ادامه داره ....
الانم بیکار شده و در حالی که قطعا وضع مالی خوبی دارن خونوادش(چون هزینه ی این کلینیک خیلی بالاست حدودا هفته ای ۱۰۰ میلیون بیمارها همه از سطح بالا اند)
مسافر کشی میکنه برای خرج موادش
میگه تنها رفیق من شیشه است مگه میشه بزارمش کنار رفیق تنهاییامو:)
اینجا مصرف قهوه و سیگار رو هم برای بیمارها محدود کردن و روزانه بهشون سهمیه شونو میدن طبق نظر روانپزشک و روانشناس
و وقتی مصرف مواد کم میشه یا میاد پایین دقیقاااا میل به ابن دو مورد به میزان زیادی میره بالا
ووقتی بهم قهوه شونو تعارف میزنن این یعنی در حال حاضر بالاترین دارایی شونو میخان بهم بدن چشام اکلیلیی میشهههه:)))))))
Never meant to belong
ای پرنده ی مهاجر سفرت سلامت اما به کجا میری عزیزم قفسه تموم دنیا...
اومدم هدیه بگیرم برای خونه ی جدید خانم خانما
خلاصه که اینه ام قراره مهاجرت کنه ولی خودم نه:)
Never meant to belong
۳۴ ساله است اهوازی و هم استانیم عه و وفتی اینو بهش گفتم خیلی خوشحال شد و راحت تر بهم اعتماد کرد ۶ م
نیوشا متولد ۶۷ عه
مادر المانی پدر ایرانی
وقتی یک ماهش بوده توی تصادف پدر و مادر هردو میمیرن
راننده تاکسی بین شهری نوزاد رو سالم پیدا میکنه و تحویل پلیس و بعد هم شیرخوارگاه میده
چند ماه بعد ی خانم و اقایی که هردو رشتشون معماری بوده و عاشق هم بودن اما به دلیل مشکل اقا بچه دار نمیشدن میان و به سرپرستیش میگیرن
توی ۱۸ سالگی مصرف الکل رو شروع میکنه
تا ۲۲ سالگی که میره گواهینامه بگیره و از روی گروه خونیش بهش میگن با اطلاعات جور در نمیاد متوجه میشه که پدر و مادر واقعیش نیستن بعد از این داستان مصرفش بیشتر میشه و مواد هم بهش اضافه مبشه خصوصا قرص های خواب یا همون بنزودیازپین ها
متوجه میشه که به همجنس خودش علاقه داره و این میل هی بیشتر و بیشتر میشه تا جایی که سعی در عمل و هورمون تراپی میکنه تا اقا پسر بشه برای همینم الان تو بخش مردان بستری عه
به شدت دوست داشتنی و مودب و اهل کتاب :)
Never meant to belong
بعد از یه شیفت مزخرف فقط باشگاه میتونست سر حالم بیاره:)
روزایی که باشگاه میرم زرافه ام ی سرو گردن بالاتر از باقی روزا:)