هدایت شده از BOB ROSS
رویا هاتو تبدیل به داشته هات کن:)🪴
اینجاصفرتاصددیوارکوبویادمیگیری🌱
باکمترینهزینه🗞!
دیوارکوبباهرطرحیکهشمابخواید🧺🤎
دیوارکوبعاشقانه❤️🔥
دیوارکوبدخترونه🪴
دیوارکوبباطرحمینیمال🦦
باکسهایمخصوصتولد🪄
تمامیطرحهابهمناسبتافتتاحیه۵۰الی۱۰۰تومن
هستند😌❤️🩹
توهمبیاپیشمون🪴🥲
https://eitaa.com/bobross
https://eitaa.com/bobross
Never meant to belong
رویا هاتو تبدیل به داشته هات کن:)🪴 اینجاصفرتاصددیوارکوبویادمیگیری🌱 باکمترینهزینه🗞! دیوارکوبباهر
از هنرمندای خودمونه
حمایتش کنیم🍀❤️
https://eitaa.com/bobross
هیچوقت ندیده بودم قهوه بخوره ،
میگفت قهوه که میخورم سرم درد میکنه ، دست و پام لمس میشه مخصوصا دست چپم ،
تو ۳۰ سالگی یه بار تو یکی از کافه های انقلاب دیدمش ، درست رو گوشه ای ترین صندلی سالن نشسته بود و قهوه میخورد ، برام سوال بود ، یعنی سرش درد نمیکنه؟
یا بدنش بی حس نمیشه ؟
این چند سال سراغی ازش نگرفته بودم و زشت بود یه بارکی برم بگم سلام جانِ من
حالت چطوره ؟
تو ؟
اینجا ؟
قهوه ؟
خودتی ؟
اما کنجکاو بودم ، دلمم کمی ، فقط کمی هوس کرده بود از نزدیک چشماش و ببینه .
نزدیکش شدم ، بی هوا بدون هیچ حرفی ، صندلی رو به روش و کشیدم و نشستم ،
سرش و که بالا آورد مات موند ،
هیچی نگفت ،
نگاهم کرد و نگاهش کردم ،
دروغِ اگه بگم حال چشماش اون همیشگی بود،
چه همیشگی وقتی همه ی همیشگی هایش عوض شده بود،
اون ادمی که لب به قهوه نمیزد قهوه میخورد،
این یعنی همیشگی نبود .
من هم کمی از همیشگی هایم تغییر کرده بود،
نمونه اش قهوه ای که همیشه عاشقش بودم معتادش بودم ، حالا سالها بود طعمش رو فراموش کرده بودم ، چون سرم درد میکرد و تنم لمس میشد.
من از سر دلتنگی شده بودم او
و او از سر دلتنگی اش شده بود من.
•زینب حبیبی•
هدایت شده از چامه؛
گویا قراری نانوشته بین من پسرک شلوار سبز وجود دارد؛
هر چهارشنبه ساعت ۶ بعد از ظهر کنار دستگاه عابر بانک:
-آدامس میخوای؟
+وایسا پول بگیرم الان میام
*و تحمل صف کسل کننده عابربانک و نگاه های منتظر پسر بچه
-برات از یه جعبه جدید باز کردما
*لبخند دلربای پسرک
+دمت گرم
*بدرقه با لبخند و نگاه های دنباله دار
`
پسرکم، من چهارشنبه ها را به انتظار مینشینم، برای:
تو،جعبه آدامس نعنایی جدید، صف عابر بانک،داد و ستد لبخند، چشمان مهربان، ۳۰ هزارتومن پول نقد.
من چهارشنبه هایم را با دیدن تو خوشحال میشوم.
از ترم بعد جزوههای هر هفتهت رو مرتب و تمیز توی همون هفته بنویس بدبخت تا مثل الان به بدبختی نیفتی.
دیالوگ پرتکرار این روزهام
بخوابیم ؛
فردا روز بهتری عه
پ: روزهایی که دانشگاه میرم واقعا با روتین مرغ همزاد پنداری میکنم اهل دلاش میدونن چی میگم
به رسم هر هفته
میاین حرف بزنیم؟!
https://harfeto.timefriend.net/17038338724047
#ناشناس
+سلام عزیزم دلم خوبی دورت بگردم؟؟؟ میشه بیشتر درمورد شرایط دانشگاه بگی؟افراد مذهبی و چادریم هسن تو کلاستون؟حس میکنم دانشگاه خیلی سخته اوایلش
_تهران کلا تعداد افراد چادری خیلیی کمه به نسبت شهرستان (مثلا زادگاه خودم تو خوزستان از هر ۱۰ نفر حداقل ۳ نفر چادر میپوشن ولی اینجا از هر ۱۰ نفر 0.125 نفر چادری عه😅😁) مگر اینکه تحت ارگان خاصی کار کنن که جزوی از فرم پوششون باشه به خاطر همین توی کلاس ما نه نیست ولی توی دانشگاه کلا دیدم و اصلا مشکلی نداره و به نظر من واقعا خیلیم خوشگله
اره واقعا ترم یک تا بخای با شرایط جدید ، درس ها و خب بچه ها و اساتید و قوانین کنار بیای طول میکشه ولی چیزی نیست که بخای نگرانش باشی
بیشتر به خوشی های این دوران فکر کن 🙃
یادم رفت سلامممم بدم ، قربانتتتت شرمندم کردی❤️❤️❤️
Never meant to belong
#ناشناس +سلام عزیزم دلم خوبی دورت بگردم؟؟؟ میشه بیشتر درمورد شرایط دانشگاه بگی؟افراد مذهبی و چادریم
اینم اضافه کنم که ترمای بالا به شدت مسخره میکنن😅
مثلا من دیروز ادرس آموزش دانشکده رو از یکی از ترم ۷ ای ها پرسیدم بهم گفت برو طبقه پایین سمت راست
منم عینا چیزی که گفته بودو اجرا کردم و رسیدم به دستشویی و همون آقای ترم ۷ ای رو دیدم که قاه قاه داره میخنده و میگه کیف کردی چجوری ایسگاتو گرفتم جوجه؟😐🤣