جانباز ش⚘️هید علی اثنی عشری امیری
ایشون کل دوران جنگ رو در جبهه بودن ،،،، ۱۷ بار مجروح و ۵ بار شیمیایی شدن،،،،
در عملیات فتح المبین ب شدت مجروح میشه و دشمن ک میبینه باید عقب نشینی کنه کسایی رو ک زنده بودن ۴۰۰ متر روی زمین میکشه و با خودش ب عقب میبره ،،،زمانی ک تیر خلاص میزدن ،،،تیری ک ب سینه ی ایشون میخوره ،،،، از کنار قلب عبور میکنه و ب شکل معجزه آسایی زنده میمونن .
و در سال ۱۳۷۸ بعد از تحمل یک دوره ی سخت،،،، در سن ۳۸ سالگی ب فیض ش⚘️هادت میرسن،،،، از ایشون یک پسر ب نام مهدی ب یادگار میمونه .
میخوام از خاطرات همسر ش⚘️هید براتون بنویسم
همسرشون میگن زمانی ک نوم میخواست ب دنیا بیاد
روب روی عکسش نشستم و باهاش دردو دل کردم
چرا اینقدر زود رفتی،،،، الان دوتایی میرفتیم و برای نومون کادو میگرفتیم ......
صب با صدای تلفن از خواب بیدار شدم ؛؛؛
الو بفرمایید :
منزل ش⚘️هید اثنی عشری
بله بفرمایید :
ایشون منزلن
نخیر ایشون سالهاست ش⚘️هید شدن
عجب !!!!!!!! ایشون یه سکه پیش ما امانت دارن
من مبهوت ،،،سکه رو آوردن ،،،و من اون و ب نوم دادم و گفتم اینو بابا بزرگ فرستاده .
طبق گفته های همسرشون ،،،،ش⚘️هید در منزل رفت و آمد میکنن چون میشنون ،،،،،
صدای آب و موقع وضو گرفتنشون ،،،انداختن کیف دستی روی زمین تایمی ک از سر کار برمیگشتن ،،،صدای نفس هاشون ،،،بعد از ش⚘️هادت پسرش مهدی ب خاطر وابستگیه شدید ب پدرش تب میکنه
همسرش میگه ،،،ب عکسش نگاه کردم و گفتم ،،،من تنهایی ،،،نصفه شب چطوری بچه رو ببرم دکتر
اگر هستی بیا و ب بچت نگاهی کن شاید خوب شه ،،،خوابم برد ،،،تو خواب اومد بالای سرم ب من نگاه کرد ،،،دستم و گرفت ،،،انگشتر عقیقش و ک بعد از ش⚘️هادت تو دست چپم کرده بودم ،،،، از انگشتم درآورد و ب دست راستم کرد ،،،گفت ثوابش بیشتره ،،،از خواب پریدم ،،،نماز صب بود ،،،تب پسرم پایین اومده بود و انگشتر عقیق توی دست راستم بود .
معجزه ی ش⚘️هدا رو باور کنیم 🥀🥀🌷🌹
#رفیقشهیدم_علی