هدایت شده از عباسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اهانت دکتر سروش، نظریه پرداز معلوم الحال ضد دین و ضد انقلاب به روضه ها، مداحان و سخرانان مذهبی از جمله شیخ حسین انصاریان
🆔 @voinews ☑️
هدایت شده از عباسی
38.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ شیخ حسین انصاریان به دکتر سروش
🆔 @voinews ☑️
هدایت شده از کانال طریق سعادت
6.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌بمناسبت میلاد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
💠 بهشت بر چه کسی واجب می شود❓
🔷 شرح منقبت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها.
🔶 حجت الاسلام دکتر وزیری فرد مسئول دفتر قم بنیاد فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی
⬅️ کانال رسمی بنیاد فرهنگ واندیشه انقلاب اسلامی
♦️ @BFANIS
هدایت شده از برگی از دفتر معرفت
#علت_برخی_بیتوفیقیها_چیست؟
⁉️ بعضیها سؤال میکنند که وقتی در راه #خودسازی قرار میگیرند گاهی انسان بیتوفیق میشود علتش چیست؟
✅ مراقبه و محاسبه باید داشته باشد، کمکم میفهمد، اگر نفهمید، یکی از علتهایش را عرض میکنم تجربه کنید ببینید اینطور هستید یا نیستید؟
♻️یکی از علتهای بزرگ و تقریبا دائمیاش : «عُجب» است، وقتی که سراغ انسان میآید، انسان محروم میشود.
🔻شخص همراه حضرت عیسی (ع) دارد روی آب راه میرود همینکه «دَخَلَهُ العُجبُ، فَرُمِسَ فِي الماءِ» یعنی فرو رفت درآب، وقتی توبه کرد باز آمد روی آب.
♻️اینها نکتههای تربیتی است یعنی ما هم اگر توبه کردیم باز خوب میشویم. ناامید نشویم.
اگر #گناهی کردیم و مشکلی درزندگی برایمان پیش آمد شیطان مارا ناامید نکند.
☀️«لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا»(زمر53) فرمود همه گناهانتان را من می آمرزم، تمام مشکلاتتان را حل میکنم،اگر آمدید و #توبه_کردید حتی گناهانتان را تبدیل به ثواب میکنم. خب ما دیگر چه میخواهیم از خدا؟
♻️خداوند انشاءالله این حالت را از ما نگیرد که خودمان را درمقابل خدا و اولیاءخدا کوچک ببینیم. نسبت به مؤمنین خودمان را #ذلیل کنیم و نسبت به کفار، عزیز.
☀️«أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الكافِرينَ»(مائده54)،مؤمنین کسانی هستند که نسبت به کفار خودشان را عزیز میکنند.
♻️خدا انشاءلله این خودخواهیها و توجه به خود و اعمال خود و بدبینی به دیگران و بدبینی به خدا را که همه اینها آفت است را از ما بگیرد و کمکمان کند.
🍃نشر مطالب، بلامانع است
https://eitaa.com/daftaremarefat
https://sapp.ir/bargiazdaftaremarefat
هدایت شده از کانال رسمی علیرضا زاکانی
11.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نعره های فساد!
امتحان بزرگ اعتبارنامه #تاجگردون !
روایت دکتر زاکانی از ناگفته های مبارزات ضدفساد در مجلس یازدهم.
#مجلس_فسادستیز #مجلس_قوی
🔷 صفحات رسمی دکتر #علیرضا_زاکانی در پیام رسان ها:
ایتا | بله| سروش |تلگرام | توییتر | اینستاگرام
@arzakani
https://eitaa.com/joinchat/2833448964C0243b18f10
مجمع طلاب و فضلای مرند و جلفا
نعره های فساد! امتحان بزرگ اعتبارنامه #تاجگردون ! روایت دکتر زاکانی از ناگفته های مبارزات ضدفساد در
09123232151
شماره همراه آقای #ذوالنور
09122515521
شماره همراه آقای #امیرآبادی
دوستان عزیز جهت حمایت از دکتر #زاکانی در قضیه رد اعتبارنامه آقای #تاجگردون با این دو نماینده انقلابی قم تماس گرفته یا پیامک بدهید و از ایشان بخواهید که در این قضیه مهم کوتاهی نکنند.
اگر هم تونستید با نمایندگان شهر خودتون تماس بگیرید.
خداوند یار و مددکار نمایندگانی از جنس زاکانی ها باشد.
هدایت شده از کانال صراط نور
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
♦️ماجرای تاجگردون♦️
دوستان هرچه میتوانند کلیپ های چنینی رو پخش کنن تا به یک مطالبه ی عمومی تبدیل شود در حدی که مردم خودشون پیگیر این ماجرا هم بشوند، تا پشتوانه ای هم برای امثال آقای زاکانی باشد،
🔮اگر این قله ی تاجگردون فتح بشود انشالله به عنوان یک تحول خوبی خواهد بود برای ملت ایران....
🛑و اگر این قله آقای زاکانی فتح شود، تحول دل چسبی خواهد بود برای امثال تاجگردون که به فسادشان ادامه دهند...
🚥انتخاب یکی از دو گزینه وابسته به عمل ما مردم هست در چنین شرایطی.......
#تاجگردون به کانال بصیرتی_معنوی 🇮🇷 صراط نور 🇮🇷 بپیوندید
https://eitaa.com/serat_e_noor
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🔰 سخننگاشت | دستان آلوده به فساد مالی چارهای جز قطع شدن ندارد
🔻رهبر انقلاب: فساد مالی مثل همین ویروس کرونا بشدت واگیردار و مسری است؛ یک مفسد، دیگران را هم به دلایل مختلفی به فساد سوق میدهد. در ویروس کرونا این دست آلوده را اگر صابون زدیم و شستیم مسئله تمام میشود، آنجا دیگر آن دست با صابون زدن و شستن تمام نمیشود، جز قطع شدن چارهای ندارد. ۹۹/۴/۷
🏷 رهبر انقلاب در ارتباط تصویری با همایش سراسری #قوه_قضائیه
💻 @khamenei_ir
هدایت شده از مصباح دوستان
🔻🔻علامه مصباح؛ دکتر شریعتی
🔸همزمان با سالروز فوت دکتر علی شریعتی، همچون سالهای گذشته ، نقد و نظرهای زیادی در فضای مجازی در مورد دکتر شریعتی، منتشر شد.
🔹در این بین برخی متن ها جلب توجه بیشتری دارد. کسانی که جریان مخالفت علامه مصباح با دکتر شریعتی را بهانه ای برای تخریب علامه مصباح قرار داده اند؛ حتی برخی بچه های حزب اللهی های رسانه ای که خودشان هرگز مرحوم شریعتی را درک نکرده و چه بسا با سخنان او هم آشنا نیستند – چه رسد به نقد – اما به انتقاد تلویحی و صریح به علامه مصباح پرداخته اند که چرا منتقد دکتر شریعتی بوده است.
🔸بی شک آنها متوجه خطر تفکر دکتر شریعتی نبوده و نیستند و متوجه عواقب خطرناک آموزه های دکتر شریعتی نیستند، وگرنه نه تنها انتقاد نمی کردند، که در این روز به تجلیل علامه مصباح به خاطر این تیزبینی و دقت نظر علامه مصباح در ترویج اسلام ناب می پرداختند.
🔹ناگفته نیست در این جا بحث نیت دکتر شریعتی نیست؛ چه بسا کسی بگوید که در نیت صحیح ایشان شکی ندارد، اما آنچه مهم است تعریفی است که ایشان از اسلام ارائه می داد و با توجه به جذابیت قلم و زبان ایشان می توانست فاجعه ای بزرگتر ازآنچه دیدیم بیافریند.
بهتر اینکه به جای نقد آیت الله مصباح با کلی گویی هایی مانند عدم تحمل نظر مخالف، تنگ نظری و تعصب علامه مصباح، تفاوت رویه شهید بهشتی با علامه مصباح در برخورد با دکتر شریعتی و نظایز آن، به دور از تعصب به سخنان و دلایل شخص علامه مصباح در این زمینه توجه کنیم.
🔸در ادامه چند پست از سخنان علامه مصباح در این زمینه قابل استفاده است و می تواند زمینه را برای قضاوت روشنتر فراهم کند
@mesbahedustan
هدایت شده از مصباح دوستان
🔻دکتر شریعتی و علامه مصباح/ بخش اول
👈 علامه مصباح: حساسیتی به ایشان نداشتیم تا این که سخنان ایشان به عنوان جزوه اسلام شناسی منتشر شد// به اسم نقد تشیع صفوی نص قرآن را مسخره می کرد// جوی درست شده بود که علما هم نمی توانستند موضع بگیرند
🔹 من از مقطعی که با افکار ایشان آشنا شدم، تصورابتدائیام این بود که ایشان یک فرد علاقمند به اسلام است که در خانوادهای مذهبی بزرگ شده است، مخصوصا اظهار علاقهای که نسبت به پیشوایان اسلام مثل امیرالمؤمنین(ع) میکرد، این تصور را در من به وجود آورد که تنها مطالعات ایشان در مورد منابع اسلامی، ضعیف است و تعجب هم نمیکردم، چون ایشان از وقتی که به سن رشد رسیده و درصدد پژوهش بر آمده بود، به پاریس رفت و سالهای زیادی در آنجا بود، ارتباطش هم با اشخاصی بود که خودش آنها را «معبودهای من» مینامد و در عین حال، برخی از آنها خدا و اصل دین را قبول نداشتند، از جمله کسانی مثل سارتر و یا افراد دیگری که ضد اسلام بودند. میدانید که ایشان سخت به آنها علاقمند بود.
🔸در زمان شاه در ایران فعالیت اسلامی گستردهای انجام نمیگرفت و این نوع تلاشها، سخت تحت کنترل دستگاه بودند، از اینرو امثال بنده توقع این رانداشتیم که ایشان بینش عمیقی نسبت به اسلام داشته باشد و حدس میزدیم که این سخنان از کمی مطالعات باشد. از آنجا که ما حساسیت چندانی به یک شخص یاکتاب خاص نداشتیم، میگفتیم از این جـور انحرافات، زیاد است، این هم یکی! در همان موقع حتی کسانی هم که به تدین شناخته شده بودند، برخی از حرفهای انحرافی را میزدند، از جمله میبینید که مـرحوم مهندس بازرگان در کتاب «راه طی شده» در مورد معاد و مـوضوعات دیـگر، حرفهای نامناسبی زده است و یا دربارۀ نبوت و تاویل و تفسیر آن به «نبوغ»، و مسائلی از این دست که همۀ اینها سئوال برانگیز بودند. البته کسان دیگری هم بودند، بنده ایشان را به عنوان نمونه عرض کـردم.
🔹دکتر شریعتی هم از این قـاعده، مـستثنی نبود، ما میگفتیم ایشان دانشگاهی است و مطالعات اسلامیاش عمق ندارد و لذا گاهی اشتباه هم میکند. انسان که نمیتواند بنشیند و ببیند که همه در حرفهایشان چه ایراداتی دارنـد و تـکتک جـواب بدهد. اما بعد از اینکه ایشان به حسینیه ارشاد رفـت و جـزو شخصیتهای برجسته طیف مبارز شناخته شد، ما بیشتر احساس مسئولیت کردیم که اگر این صحبتها در اثر کمبود اطلاعات است، مناسب است که مـنابع بیشتری در اختیار ایشان گذاشته شود تا مطالعات بیشتری بکند و با اندیشمندان و اسلامشناسان شـاخص، ارتباطات بیشتری برقرار ساز د و اشتباهاتش رفع شود.
🔸من شخصا از مقطعی حساسیتم نسبت به ایشان زیاد شد که جزوههای سخنرانیاش به نـام دروس اسلامشناسی منتشر میشدند و در هر جزوهای یکی دو تا از سخنرانیهای ایشان در این موضوع درج میشد. آنوقتها چاپ هم آسان نبود و این جزوات پلیکپی و از طریق خود حسینیه ارشاد به طور نیمه رسمی منتشرمیشدند. انتشار آنها هم چندان علنی نبود، چون حرفهای ایشان در بعضی موارد ضد دستگاه بود.
🔹بنده بعضی از این جزوات را مطالعه کردم و دیدم در اینها اشکالات اساسی هست که اگر بماند و به رسمیت شناخته شود، خطرات بسیار بزرگی را ایجاد خواهد کرد. ایشان بر نکات سئوال برانگیزی تاکید میکرد، از جمله این که اساسا نظر اسلام در باب حکومت، نظر دموکراسی است و لذا بعضی از وقایع تاریخی صدر اسلام، مخصوصا بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) را به این صورت تفسیر میکند که اینها روشهای دموکراتیک بودهاند! وقتی هم مواجه میشود با اعتقاد شیعه راجع به نصب امیر المؤمنین(ع) و وصایت وولایت، دست به توجیه میزند تا به نوعی با نظریه دموکراسی سازگار شود و میگوید در مورد امیر المؤمنین(ع)مسئله نصب نبود، بلکه کاندیداتوری بود!
🔸 سبک ایشان هم به گونهای بود که حرفهایش را با طنزها و کنایههای نیشدار و در مواردی تعابیری زننده که به خطر بیان جذابش، مورد توجه شنونده قرار میگرفت، توام میکرد. مثلا ایشان در کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی از خرافات رایج در دورۀ صفویه نام میبرد، از جمله آن که مثلا جبرئیل برای سیدالشهدا(ع) لالائی میخواند و میگفت: «ان فی الجنه نهر من لبن لعلی و حسین و حسن»، این را مسخره میکند و میگوید بسیار چندشآور است که در بهشت نهری از شیر باشد، در حالی که این نص صریح قرآن است که « أَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ...» (محمد، 15) یعنی نه تنها یک نهر نیست که نهرهاست. ایشان این را مسخره میکرد که در واقع برمیگشت به مسخره کردن قرآن. اسمش بود که دارد تشیع صفوی را مسخره میکند، در حالی که نص صریح قرآن را مسخره میکرد! و نمونههای بسیار دیگری.
ادامه دارد .....
@mesbahedustan
هدایت شده از مصباح دوستان
🔻دکتر شریعتی و علامه مصباح/ بخش دوم:
👈علامه مصباح: تخریب خاتمیت و وحی و امامت را ایشان فتح باب کرد// ریشه انحرافات گروهک هایی مانند فرقان از همین افراد سرچشمه می گیرد// دو جوان مؤمنی که تحت تأثیر سخنان شریعتی کارشان به اعدام ختم شد!
علامه مصباح:
🔹ایشان اصل مسئله وحی، امامت و خاتمیت را تخریب میکرد. امروز اگر ملاحظه میکنید این مقولهها را تکذیب و تخریب میکنند، ریشهاش را باید در آن دوران جستجو کرد. ایشان بود که این باب را فتح کرد و افتخاراتش برای ایشان، ثبت است. کسی که علنا در این عصر، مسخره کردن اسلام و نصوص اسلامی و انکار قطعیات اسلام و تشیع را فـتح بـاب کـرد، ایشان بود. کس دیگری در کسوت یک اندیشمند اسلامی، جرئت نمیکرد این حرفها را بزند. ایشان به خاطر موقعیت و محبوبیتی که در میان جوانها داشت، این کار را کرد و ما هم دربرابرش مسامحه کردیم و این مسامحه تا آن جائی ادامه پیدا کرد که حتی کسانی هم که استاد اسلامشناسی حساب میشدند و او حتی لیاقت شاگردی آنها را هم نداشت، در مقابل این جو نتوانستند حرفی بزنند و سکوت کردند و یا نهایتا گفتند اشتباهی رخداده، اما نباید شخصیت او مخدوش شود.
🔸ریشه انحرافات امـثال گروه فرقان، از همین افراد سرچشمه میگیرد که پروندههای اعترافات آنها موجود است.
🔹من به عنوان مثال، یکی از مواردی را که خودم از نزدیک مشاهده کردم، عرض میکنم. ما با یکی از شخصیتهای حوزه ارتباط نزدیک و تقریبا هر روز رفتوآمد داشتیم. ایشان دو سه تا پسرداشت که بسیار بچههای دوستداشتنی و مؤدبی بودند. آنها دبیرستانی و سنشان نزدیک به هم بود. یادم میآید که ایشان از بچههایش بسیار تعریف میکرد و میگفت در نماز شان گریه میکنند و اهل عبادتند و چنین و چنان، و حتی من که پدرشان هستم، اینطور نیستم. چنین بچههائی در اثر خـواندن کـتابهای اسلامشناسی وامثالهم ، مارکسیست و بالاخره در جریانی، دو تن از آنها اعدام شدند. حقیقتا بچههای بسیار مؤدب و مؤمن و نمونهای بودند که من به تقوای آنـها حسرت میخوردم و اینها شدند ضد انقلاب! و رفتند در خانههای تیمی مجاهدین و بالاخره هم در نـوجوانی و جوانی از بین رفتند. کم نبودند کسانی که تحت تاثیر سخنان این شخص و به خاطر گیرائی بیان او، به این راه کشیده شدند و همه چـیزشان را از دست دادند. اینها خطراتی بود که ما احساس میکردیم و دوستان میگفتند: «مهم نیست، حالا یک اشتباهی کرده! طوری نیست!».
علاوه بر این، شرایط اجتماعی به گونهای نبود که ما بتوانیم با قاطعیت بگوئیم به هرقیمتی که هست باید با اینها مبارزه کرد، چون به قول برخی از دوستان موجب اختلاف در صفوف مبارزین مـیشد، لذا تنها راهی که برای ما باقی ماند، این بود که در جلسات، حرفها را نقد میکردیم و به رغم اینکه کسانی اصرار میکردند که نظریاتت را بنویس، در این مورد هیچ چیزی ننوشتیم، فقط در سخنرانیها و بحثها آرای ایشان را نقد مـیکردیم، مطلقا هم نام نمیبردیم. البته کسانی که اهل مطالعه بودند، میفهمیدند منظورمان کیست.
👈 ادامه دارد .....
@mesbahedustan
هدایت شده از مصباح دوستان
🔻دکتر شریعتی و علامه مصباح/ بخش سوم:
👈 ماجرای مناظره شریعتی و علامه مصباح که برگزار نشد !// یکی از بزرگترین انگیزههای به شهادت رساندن آقای مطهری، مخالفت ایشان با جریان شریعتی بود
علامه مصباح:
🔹بنده اوایل معتقد نبودم که ایشان سوءنیت دارد و میگفتم از روی کماطلاعی است تا این که پیشنهاد شد که با ایشان مذاکره و مناظرهای داشته باشیم. مرحوم آقای شیخ غلامرضا دانش آشتیانی که در حزب جمهوری شهید شد، از ابتدائی که به قم آمد، از دوستان بنده بود و با ایشان رفاقت و رفتوآمد خانوادگی داشتیم. یادم هست یک شب، بعد از نماز که از مدرسه فیضیه آمدیم بیرون، ایشان بحث همین آقا را مطرح کرد که: «نظر تو چیست؟» گفتم: «اجمالا ایشان دارد حرفهائی را میزند که خطرناک است. » گفت: «چه پیشبینیای میکنی؟» گفتم: «پیشبینی میکنم که حرفهایش خیلی رواج پیدا خواهد کرد.» گفت: «چطور؟» گفتم: « برای اینکه زبان دانشجو و نسل جوان را میداند، ژستش جوان پسند است و جوانها هم که اطلاعات دینی عمیق و کافی ندارند و نمیتوانند تشخیص بدهند که کجای این حرفها درست و کجا غلط است، به خصوص که بعضی از متدینین و حتی روحـانیین هم از ایشان حمایت میکنند.» آن روزها بعضیها، حتی از علما، از قم بلند میشدند و میرفتند تهران پای سخنرانی ایشان ! طلبهها هم که فراوان میرفتند. به آقای دانش گفتم: «به نظر من کارش میگیرد.» پرسید: «حالاچه باید کرد؟» گـفتم: «من کاری بلد نیستم. خیلی هنر بکنم، شبهات را مـطرح میکنم و جوابش را میدهم.» گفت: «شما موافق نیستید بروید و با ایشان یک بحثی بکنید؟» شاید هم اول اینجور نگفت و گفت: «اگر ایشان حاضر شود با یک کـسی بحث کند، به نظر شما چطور است؟» گفتم: «فکر نمیکنم ایشان حاضر بود با کسی بحث کند.» گفت: «حالا اگر حاضر شد، به نظرشما خوب است با چه کسی بحث کند؟» گفتم: «اگر شخصیتی متوسط و معمولی باشد که ایشان حاضر نیست با او بحث کند، چون خودش را در جایگاهی میبیند که برای آنها ارزش قائل نیست، مگر اینکه با شخصیت بزرگ و سرشناسی بحث کند که اگر حرفی را پذیرفت، کسر شأن خودش نـداند.»
🔸 ایشان باز اصرار کرد که: «مثلا کی؟» گفتم: «مثلا آقای طباطبائی. واقعا اگر ایشان طـالب حقیقت باشد، آقای طباطبائی اهل منطق و ملایم است، ولی من باور نمیکنم که حاضر شود.» گفت: «حـقیقت این است که من با ایشان صحبت کرده و گفتهام که شما اشتباهاتی دارید و حیف است که اینطور باشد، چون منشاء اختلاف خواهد شد و ایشان هم گفته است من حاضرم در هر جا و با هـر کسی که لاز م باشد بیایم و صحبت کنم.» گفتم: « آقای دانش! این آدمی که من میشناسم، اهل آمدن به قـم و صحبت کردن با یک عالم نیست.» گفت: «آقا! به من قول داده.» من چه مـیتوانستم بگویم؟ از یـکسو مـرحوم آقای دانش اصرار داشت که ایشان قول داده، و از سوی دیگر از نظرمن این احتمال، یک درصدش هم مـنجز بود، چون واقعا اگر ایشان میآمد و تحت تاثیر گفتوگوئی علمی قرار میگرفت، جلوی مفاسد زیادی گرفته میشد. گفت: «شما بیا برو پیش آقای طباطبائی و ایشان را راضی کن که تا او را بپذیرد و او بیاید قم و با هم بحث کنند.» گفتم: «چشم، ولی باور نمیکنم که او حاضر شود.»
🔹 خدا رحمتش کـند. آقای دانش آدم بسیارخوشنیتی بود و دنبال کار را میگرفت. به هرحال ایشان خیلی اصرار کرد و ما بلندشدیم و رفتیم خدمت آقای طباطبائی(ره)و عرض کردیم: «آقا! قضیه از این قراراست.» ایشان آقای دانش را میشناختند. گـفتم: «آقای دانش چنین پیشنهادی کردهاند و شما اجاز ه بفرمائید که دکتر شریعتی بیاید خدمت شما.» مرحوم آقای طباطبائی گفتند: «ایشان دست از حرفهایش برنخواهد داشت.» گفتم: «آقا! اگر طوری باشد که اقلا مفاسدش کمتر شود، باز هم یک قدم مثبتی است.» ایشان خیلی قـاطعانه گفتند: «ایشان اگر بـیاید و بـا مـن صحبت کند و بعد دست از حرفهایش بردارد، دیـگر شـریعتی نیست و اگر نخواهد دست بردارد، چه فایدهای دارد؟» بالاخره ما اصرارکردیم که آقا استخاره کنید. بنده خودم قرآن را به دستشان دادم که اگر خوب آمد، ایشان را بپذیرند . ایشان هم با بزرگواری قرآن راگرفتند و آیهای نزدیک به مضمون نفرین قوم ثمود آمد!