هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
دیشب با دوستم رفته بودیم چند تا آبمیوه گرفتیم بعد من داشتم یقه میدریدم که به امام حسین اگه بذارم حساب کنی، کارت کشیدم موجودی ناکافی بود
@Ekhrajiha
آسمان بهاری🇮🇷🦋
دیشب با دوستم رفته بودیم چند تا آبمیوه گرفتیم بعد من داشتم یقه میدریدم که به امام حسین اگه بذارم حس
عه یاد خودم افتادم 💔
رفته بودم با دختر خالم بازارچه اومدیم پاستیل بخریم ، بعد من اینجوری بودم که بابا بیشتر بزار خودم قراره حساب کنم .
کارت کشید موجودی نداشت😂
اخرم با یه قیافه ای برگشتم بهش گفتم حساب میکنی؟😔🤌
آسمان بهاری🇮🇷🦋
حالا نمیدونم چی بنویسم💔😃
پیدا نکردم🥲
یعنی هست ها ولی به دل من ننشست💔
آسمان بهاری🇮🇷🦋
پیدا نکردم🥲 یعنی هست ها ولی به دل من ننشست💔
پس در نتیجه از شعر های قبلی که نوشتم استفاده میکنم✨
یه توضیح بدم.
برای اینکه با خودکار بنویسم برگه باید ساده باشه ولی متاسفانه با ماژیک که میخوام بداهه بنویسم پس میده ، حالا باید روی گلاسه بنویسم . ایشالا که خودکار پخش نشه😩
به این نتیجه رسیدم که چرا من نصف شب یادم میاد بنویسم. الان خوابم میاد ولی صبح وقت ندارم اه😑