زن میانسالی بود که برایش MRIنوشته بودند ولی هرکاری کردند نتوانست فضای بستهی دستگاه را تحمل کند و دچار حملات پانیک(ترس) میشد،حملاتی که احساس میکرد الان خفه میشود. بعداز شرح حال متوجه شدیم که او در همهی فضاهای بسته دچار پانیک میشود؛از آسانسور گرفته تا اتاقی که درش قفل شده یا درب حمامی که باز نمیشود. یکبار درب حمام باز نمیشده و او داخل حمام گیر میکند و دچار حملات پانیک شده و با دست به شیشه کوبیده و آن را شکسته بود و دستش چند بخیه خورده بود. در شرححالش متوجه شدیم که وقتی ۷سالش بوده خواهر بزرگترش پتویی روی او میاندازد و رویش میپرد و او مدت چند دقیقه زیر پتو گیر میافتد و به شدت احساس خفگی میکند و بسیار میترسد و از آن موقع دچار این مشکل شده است. اسم این اختلال Claustrophobia یا ترس از فضای بسته است و درمانش عمدتا رفتاردرمانی و شرطی زدایی است و کمتر به دارو جواب میدهد،اگرچه برای ایشان با شروع مصرف دارو این ترس در خلال چند ماه برطرف شد.
ترسها با موضوع مشخص معمولا حاصل تجربیات شرطی شدهی کودکیاند. آدمها را در چندثانیه میتوان برای همهی عمر بیمار کرد.
«بچه ها شوخی شوخی به گنجشکا سنگ میزدند ولی گنجشکا جدی جدی میمردند »
آدما شوخی شوخی زخم زبان میزنند ولی دلها جدی جدی میشکنند
تو شوخی شوخی لبخند میزنی ولی من جدی جدی عاشقت میشوم»
»روح الله صدیق«
🗣 @tootiter
از دیشب این دیالوگ لیلا حاتمی تو ذهنم تکرار میشه :
یکاری واسه من بکن، چه میدونم!
مثلا ساعتتو دربیار بذار رو میز بگو واسه تو کردم بیا یه کاری کن که فقط واسه من باشه مثلا روز غیرکاریت بیا اینجا بگو اومدم تورو ببینم سر راهت گل دیدی ازش عکس بگیر بگو یاد تو افتادم یه جا شعر شاعر مورد علاقمو دیدی بفرست واسم
ولی دروغی نباش!
یعنی اگه دیدی هیچکاری نیست که دلت بخواد بخاطر من انجامش بدی منو حذف کن از زندگیت...
🗣 @tootiter