یکی از اقوام ما شب کنکور پدرش فوت کرد!، مادرش صبح دختر رو که توی شوک بود، برد سر جلسهی امتحان!، بهش گفت از مرگ فراری نیست، ولی اگه الان جا بزنی تلاش یکسالت رو هدر دادی و غم اجازهی جبران بهت نمیده!؛ برو امتحان بده بعد بیا باهم برای بابا گریه کنیم!؛ همون سال پزشکی قبول شد...
بین الهلالین
🗣 @tootiter
تیمور لنگ امپراتور خونخواری که از زنش میترسید!
تیمور لنگ در کلی جنگ پیروز شد و کشورای زیادی رو گرفت و اون فقط از یه نفر میترسید، سارای ملک خانم یعنی همسرش.
یه روز زن تیمور بهش میگه دلم نمیخواد بری جنگ پیشم بمون، تیمور میگه نمیشه که یه سپاه منتظر منن. زنش میگه من مهم ترم یا جنگ؟ تیمور هم میگه معلومه جنگ!
بعد این حرف زنش یه جوری میزنتش که ۳ روز جنگ رو عقب میندازه! خلاصه حتی تیمور لنگ هم با اون همه ادعا باید به خانومیش چشم میگفت :))
»SaRa«
🗣 @tootiter