🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
🍃🌺🍃
🌺
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
#مناظره_با_یهود
🔹مناظره حضرت امیرالمومنین على علیه السلام با علماى یهود
روزى عدهاى از علماى یهود، نزد عمر آمدند و گفتند: اى خلیفه اگر به سؤالات ما پاسخ صحیح بدهى ، ما به اسلام مىگرویم و گرنه ، مىفهمیم که اسلام بر حق نیست .
عمر گفت : هر چه مىخواهید بپرسید. من جواب مىدهم
یهودیان این سؤ الات را مطرح کردند:
۱- قفل هاى آسمان چیست ؟
۲- کلید آسمانها چیست ؟
۳-قبرى که صاحبش را گردش مىداد، چه بود؟
۴ آنکه قومش را نذر کرد در حالى که نه از جن بود ونه از آدمیان ، که بود؟
۵ پنج چیزى که روى زمین راه رفتند و در رحم و شکمى بوجود نیامدند، چه چیزهایی هستند؟
۶ پرندگانى مانند دراج یا خروس در آوازهاى خود مىگویند؟…
عمر که از پاسخ دادن عاجز شده بود، از شرمندگى سر به زیر افکند و گفت که پاسخ این سؤ الات را نمىداند.
یهودیان که این جریان خوشحال شده بودند، گفتند: پس ثابت شده که اسلام بر حق نیست
سلمان که در جلسه حاضر بود، گفت : کمى صبر کنید، من کسى را خواهم آورد که حقانیت اسلام را براى شما ثابت کند و پاسخ تمام سؤالات شما را بدهد. سپس به سوى منزل على علیه السلام رفتند و همراه با امیرالمومنین در حالى که در لباس رسول الله مىخرامید، وارد مسجد شدند. عمر با دیدن ایشان باخوشحالى به طرف ایشان رفت و دست در گردن آن حضرت انداخت و گفت یا ابوالحسن به راستى که فقط تو مىتوانى پاسخ تمام سؤالات این یهودیان را بدهى . حضرت على علیه السلام رو به یهودیان کردند و فرمودند:
من شرطى دارم و آن این است که اگر من به تمام سؤالات شما پاسخ درست بدهم چنانچه در تورات شماست ، شما نیز داخل دین اسلام شده ومسلمان شوید و یهودیان این شرط را پذیرفتند.
سپس حضرت پاسخ تمام سؤالات آنان را بیان
فرمود: قفل آسمانها، شرک به خداوند است . زیرا وقتى بندهاى مشرک شد، عملش بالا نمىرود.
کلید این قفلهاى بسته ، شهادت دادن به یگانگى خداوند و نبوت رسولالله است .
قبرى که صاحبش را گردش داد، آن ماهى بود که یونس پیامبر را بلعید.
آن که قومش را انذار کرد و نه از جن و نه از آدمیزاد، مورچه سلیمان بود که گفت : اى مورچگان داخل منزلتان شوید که سلیمان ولشکرش شما را در زیر پا نابود نکنند و ایشان نمىدانند.
پنج چیزى که بر زمین راه رفتند ولى در شکمى بوجود نیامدند، عبارت اند از حضرت آدم ، حوا، ناقه صالح ، قوچ ابراهیم و عصاى موسى ودراج در آوازش مىگوید: ((الرحمن على العرش استوى )) و خروس در آوازش مىگوید: ((اذکرو لله یا غافلین ))…
از علماى یهود که سه نفر بودند، دو نفر ایمان آوردند و به یگانگى خدا و نبوت رسولالله ، شهادت دادند، ولى نفر سوم گفت : اگر به این سؤال من پاسخ دادى ، من هم ایمان میآوردم . حضرت فرمود: سؤال کن از هر چه مىخواهى ؟
او گفت : به من خبر بده از قومى که در اول زنده بوده و بعد مردند و بعد از ۳۰۹ سال خدا آنها را زنده کرد؟ داستان آنها چیست ؟
حضرت فرمود: این داستان اصحاب کهف است و داستان را براى او از ابتدا بازگو کرد
پس از آن حضرت به او فرمود: اى یهودى ، آیا این داستان که من برایت بازگو کردم ، با آنچه که در تورات آمده است ، یکسان بود؟ یهودى گفت : آرى نه یک حرف زیاد و نه یک حرف کم
اى ابولحسن دیگر مرا یهودى مخوان که من شهادت مىدهم به این که جز خدا نیست و این که محمد صلى الله علیه و آله و سلم بنده و فرستاده او است و تو اعلم این امت هستى
منابع:
۱- قصص الانبیاء راوندی: ۲۵۵٫
۲- عرائس المجالس: ۴۱۳٫
*حیوهالقلوب (تاریخ پیامبران)، ج ۲، ۱۲۷۱- ۱۲۷۳٫
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
╭┅─═ঊঈঊঈ═─┅╮
🌟 eitaa.com/joinchat/1473773568C9beb75b089🌟
╰┅─═ঊঈঊঈ═─┅╯
خواهشمندم این پست را برای دوستانتان فوروارد کنید
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺