1. شب های جمعه.mp3
زمان:
حجم:
5.07M
#زمزمه_امام_حسین
( علیه السلام )
#حاج_میثم_مطیعی
شبهای جمعه ، فاطمه
با اضطراب و واهمه
آید به دشتِ کربلا
آید به دشتِ نینوا ...
گوید حسین من چه شد ؟
نورِ دو عینِ من چه شد ...
یه دختری رُو مَحملا
خواب اسیری میبینه
خواب میبینه رُو صورتش
گَردِ یتیمی میشینه ...
#زمزمه_حضرت_علی_اصغر
#علیه_السلام
رباب لالایی میخونه
الهی اصغر نمیره ...
( آی ی ی ... مادرت خیلی امید داشت ، اما بِهت آب ندادند ... )
لا ، لا ، لا ، لا
یه کم دیگه دَووم بیار
یه کم دیگه
دندون روی جیگر بزار
#پسرم
مَشک رو یکی بُرده
که بر میگرده زود
وقتی میرفت
همش به فکر خیمه بود
#پسرم_علی_اصغرم
نده با اشک
زندگیمو به باد
آب میرسه اگه خدا بخواد
عمو رسید کنار علقمه
صدای تکبیرش میاد
لالایی ، عموش رفته آب بیاره
( آخ بمیرم ... یه وقت امید مادرش ناامید شد ، سقا دیگه برنمیگرده ، لحنش عوض شد ... )
لالایی ، الهی بارون بباره
#زمزمه_شب_جمعه
2. حضرت رباب س.mp3
زمان:
حجم:
1.54M
#روضه_حضرت_رباب
( سلام الله علیها )
#زمزمه_حضرت_علی_اصغر
( علیه السلام )
🎤حاج_محمد_رضا_بذری
مثلاً تو رو تاب میدم
مثلاً به تو آب میدم
مثلاً تو صدام کردی
من با خنده جواب میدم
مثلاً عمو برگشته
شدم آره خیالاتی
مثلاً همه جمعیم و
تویِ آغوش باباتی
یه « مادر »
وقتی لالایی نخونه
می میره گوشه ی خونه
دردِ منو کی می دونه ؟
یه « مادر »
که زیرِ سایه نِمیره
همش بهونه می گیره !
لالایی گُلم
تشنه ی یه جرعه آب علی
لالایی گُلم
بیا بغَلم بخواب علی
#محرم_۱۴۰۴
#شب_هفتم_محرم
#شهادت_حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#شیرخوارگان
#کانال_باب_الحوائج
http://eitaa.com/torkiy