eitaa logo
طوبای عفاف
623 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
4هزار ویدیو
482 فایل
قرآن، زندگی، اندیشه ارتباط با مدیر @mfathi135
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
با کاروان علیه السلام (۸) در هفتم نامه ای از عبیداللَّه بن زیاد به عمرسعد رسید که در آن آمده بود: «از رسیدن آب بـه حسین و یارانش مانع شو، به گونه اي که حتی یک قطره از آن ننوشند.» علیه السلام نیـز کلنگـی برداشت و پشت خیمه زنان چاهی را حفر نمود و مشکهاي خود را پر کردند. بعـد از اتمـام آب، چون تشنگی بر امام علیه‌السلام و یارانش شدت گرفت، برادرش عباس را با سی سوار و بیست پیاده همـراه با بیست مشک [جهت آوردن آب] به سـوي شـریعه روانـه کـرد و آب را بـه خیمـه هـا آوردنـد و ازاین پس به عباس لقب «سقّاء» دادند. قصه کربلا، ص۲۳۰ @toubaefaf
21.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
「﷽」 سلمه الله 🍀تمام مقامات در خانه اباعبدالله الحسین (علیه السلام) ◦◦◉✿ ✿◉◦◦ 🔆 @forooghetohid
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پیشِ چشمان پدر تا که مُعَمَم می شد  پیشِ چشم همه پیغمبر اکرم می شد  خلقا خلقااگر حضرت خاتم می شد  پیش جبریل علی نیز مجسم می شد  همه دیدند پیمبر نَسَبی غالب را  اشهد ان علی ابن ابی طالب را  باد وقتی که به هم یالِ عقابش می ریخت  چقدر بوسه فرشته به رکابش می ریخت  آتش انگار که از رَدِ شتابش می ریخت  هرچه سر بود همه پیش جنابش می ریخت  لشگر انداخته اینجا سپرش وقتی اوست  ملک الموت شلوغ است سرش وقتی اوست  ناگهان پر بر انداخته و می آید  زلف بر شانه اش انداخته و می آید  مست از خیمه برون تاخته و می آید  تیغ مانند علی آخته و می آید  باز او نادِ علی تیغ به کف می خواند  چند بیتی رجز از شاهِ نجف می خواند  تیغ را روی سپر تا که به هم می کوبد  مُشت بر سینه عمو پیشِ حرم می کوبد  مثل مولا شده شمشیرِ دو دم می کوبد  می زند اکبر و عباس عَلَم می کوبد  اهل این طایفه در رزم به هم می مانند  ما همه بنده و این قوم خداوندانند یک طرف چشم پدر چشم حرم دنبالش  یک طرف لشگر سیراب به استقبالش  مرکبش دید که خون لخته چکید از بالش  سرِ او خَم شد و اُفتاد به روی یالش  مرکبش سوی حرم نه،سوی شامی ها رفت  دید بابا پسرش سوی حرامی ها رفت  پدرش آمده خود را سر زانو بکشد  آمد داد کشد دست به گیسو بکشد  باید او خم شود و نیزه ز پهلو بکشد  یا که یک تیغه ی جا مانده زابرو بکشد  کاش گیردپسرش زیر بغلهایش را  می کشد روی زمین پیش پدر پایش را  روی این خاک خدایا جگرش ریخته بود  مشت خاکی پس از او روی سرش ریخته بود  دید بال وپراو دور وبرش ریخته بود  آه از بین دودستش پسرش ریخته بود  دست را زیر تنش برد تنش جامی ماند  خوب شد بود عمو ورنه همانجا می ماند  تابماند قسمش گریه کنان داد نشد  شانه را هرچه که با گریه تکان دادنشد  بوسه برزخم تبرهای سنان دادنشد  عمه را در وسط جمع نشان دادنشد  قدبابا به کنار پسرش راست نشد  این جوانمرده پس از این کمرش راست نشد حسن لطفی @toubaefaf
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
السلام علی شرم و ، حیای رو، کلِّ رونمای رسول الله پیداست در صحیفه ی رخسارش والشّمسِ و الضّحای رسول الله در لعل لب تکلّم پیغمبر در صوت او صدای رسول الله ترسم که اشتباه کند جبریل وحی آردش به جای رسول الله تشبیه کرده اند به قرآنش صدها امین وحی به قربانش والّیل، سایه ای زسر مویش والشّمس، جلوه ای زمه رویش سرو حسین قامت رعنایش چشم حسن به عارض دلجویش با آب زندگیت چه کار ای خضر لب تشنه جان فشان به لب جویش نبود عجب هزار مسیحا را درمان کند به خاک سر کویش آیینه ی جمال محمّد (ص) اوست اوّل علی زآل محمّد (ص) اوست کو مرغ شب که قرص قمر بیند خورشید را به وقت سحر بیند موسی کجاست تا به حجاز آید در طور اهل بیت شجر بیند عیسی به حسن او نگرد انجیل داود هم زبور دگر بیند زهرا کجاست تا که در این عالم بار دگر جمال پدر بیند حیدر ستوده حُسن نکویش را بوسد هماره مصحف رویش را ایثار از شهادت او زنده تیغ از شجاعتش شده شرمنده هر شام گشته دور سرش تا صبح تا بنده اش شده مَهِ تابنده دل می برد زماه بنی هاشم چون بر رخ حسین زند خنده بعد از ائمّه نام ولی الله تنها به شخص اوست برازنده بگشوده تا جمال دل آرا را مبهوت کرده عمّه و لیلا را در مشی و در مرام، حسین است این در منطق و کلام حسین است این پا تا به سر جمال رسول الله سر تا به پا تمام حسین است این در عرصه ی نبرد بود حیدر در صحنه ی قیام حسین است این گر چه امام نیست ولی گویم سرمایه ی امام حسین است این قبرش بهشت اهل نظر باشد پایین پا نه، قلب پدر باشد این کیسن ماهِ ماهِ بنی هاشم چشم و چراغ شاهِ بنی هاشم جان داده خنده اش به بنی الزّهرا دل برده از سپاه بنی هاشم خُویش بهشت خُلق رسول الله رویش چراغ راه بنی هاشم جمع است در تمام وجود او قدر و جلال و جاه بنی هاشم آیینه ی خدای جلیل است این اوّل شهید نسلِ خلیل است این ای یاس سرخ باغ شهادت ها ای مهر تو تمام عبادت ها سرو قدت تجلّی قد قامت باغ رخت بهشت سعادت ها مردان راست قامتِ عاشورا دارند بر تو عرض ارادت ها در بین اهل بیت، وجود تو مجموعه ی تمام سیادت ها منشور سرخ خون و پیامی تو چشم و چراغ پنج امامی تو خلاّق دادگر به تو می نازد قرآن، پیامبر، به تو می نازد حیدر که در حرم همه بت ها را بشکست بی تبر، به تو می نازد زهرا که افتخار محمّد (ص) بود ای نازنین پسر به تو می نازد تو جان سیّد الشّهداغ بودی بالله قسم پدر به تو می نازد آزاده ای و خَلق گرفتارت نازم به اسقامت و ایثارت صحرا به بر گرفته چنان جانت دریاست تشنه ی لب عطشانت تو مصحف ورق ورق زهرا پامال کرده اند چو قرآنت پیغمببر از ریاض جنان آمد در بر گرفت با لب خندانت قربانی حسین و شهید حق ای جان هر شهید به قربانت مرآت سیّد الشّهدایی تو مثل حسین خون خدایی تو ما  خار ره، تو لاله ی صحرایی ما انجمن، تو انجمن آرایی من کیستم مریضِ مریضِ تو تو کیستی مسیحِ مسیحایی ماه به خون نشسته ی پیغمبر قرآن آیه آیه ی زهرایی زیبایی جمال که مدحی نیست تو در کمال از همه اولایی نخل میثم @toubaefaf
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا