eitaa logo
حقایق داغ Truthsgram
1.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
4.3هزار ویدیو
113 فایل
We just care about truth . ما فقط به حقایق اهمیت می دهیم . «نشر محتوای این کانال حتی بدون ذکر منبع بلامانع است » تلگرام: https://t.me/truthsgram
مشاهده در ایتا
دانلود
چرا ایده «تضمین عدم تجاوز» بی‌معنی است؟ در میانه رویارویی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، برخی فعالان سیاسی ایده «اخذ تضمین عدم تجاوز» را مطرح کرده‌اند. این ایده، بیش از آنکه یک راهبرد سنجیده باشد، بازتابی از درکی نادقیق نسبت به منطق حاکم بر سیاست بین‌الملل است. در نظام بین‌الملل، تعهدات نه بر مبنای اراده حقوقی یا اخلاقی، بلکه بر پایه موازنه قدرت معنا می‌یابند. هر توافقی تنها تا زمانی اعتبار دارد که توازن قوا آن را پشتیبانی کند؛ با تغییر این توازن، تعهدات نیز عملاً کارکرد خود را از دست می‌دهند. از همین رو، جنگ‌ها اساساً ابزار بازتعریف موازنه قدرت هستند و این، طرف پیروز است که در نهایت، نه‌تنها نتیجه میدان نبرد، بلکه قواعد نظم پس از آن را نیز تعیین می‌کند. واشنگتن و تل آویو با این پیش فرض وارد این تقابل شدند که فضا برای شورش مردم ایران علیه حاکمیت و تغییر نظام سیاسی کاملا مهیاست. چه، نفوذی‌های اقتصادی‌شان با گران‌سازی ارز و انرژی بستر نارضایتی عمومی و شورش اجتماعی را فراهم کرده بودند و فاجعه دیماه، دشمن را به طمع انداخت(در فرصت مقتضی مفصل به نقش نفوذی‌های اقتصادی در شهادت رهبر عزیزمان خواهیم پرداخت). لذا سیاست حذف راس هرم (Decapitation) و ترور مقامات سیاسی و نظامی را با هدف ایجاد خلاء در راس حاکمیت اجرا کردند. با این حال، بصیرت مثال زدنی مردم و حضور بی سابقه آنان در خیابان ها در پشتیبانی از نظام، اجازه فعال شدن هسته‌های آشوب را نداد و پروژه در نطفه خفه شد. شجاعت و درایت خبرگان ملت در تعیین ولی فقیه جدید، در سطح دیگری دشمن را مایوس کرد. در وضعیت کنونی، آمریکا نه اهداف عملیاتی قابل تحققی را با شفافیت تعریف کرده است، نه «تصویر پیروزی» قابل اتکایی دارد و نه راهبرد خروجی که بتواند هزینه‌های این درگیری را توجیه کند. این وضعیت، نشانه‌ای از اختلال در سطح راهبردی طرف مقابل است. در مقابل، ایران توانسته منطق تقابل را از سطح درگیری مستقیم نظامی به سطحی گسترده‌تر و پیچیده‌تر منتقل کند؛ سطحی که در آن، هزینه‌ها برای طرف مقابل به‌صورت تصاعدی افزایش می‌یابد و صرفا برتری سخت‌افزاری در این جنگ تعیین‌کننده نیست. برتری ایران نه تک‌بعدی، بلکه حاصل هم‌افزایی چند مؤلفه کلیدی است: انسجام اجتماعی و حضور مؤثر مردم به‌عنوان پشتوانه راهبردی، تثبیت سریع ساختار رهبری و تداوم ظرفیت تصمیم‌گیری، استمرار ضربات هدفمند به منافع و زیرساخت‌های حیاتی دشمن و بهره‌گیری از گلوگاه‌های انرژی و تجارت جهانی به‌عنوان اهرم فشار. این جابه‌جایی در سطح بازی، معادله جنگ را به‌نحو محسوسی تغییر داده است. در چنین چارچوبی، طرح مباحثی نظیر «آتش‌بس» یا اخذ «تضمین» پیش از تثبیت برتری، نه‌تنها فاقد پشتوانه واقعی است، بلکه می‌تواند به توقف در نقطه‌ای منجر شود که هنوز به تغییر پایدار موازنه قدرت نینجامیده است. تجربه آتش بس پس از جنگ 12 روزه نشان می‌دهد که در فقدان تحمیل هزینه‌های قاطع و تغییر ملموس در موازنه، هرگونه تعهد از سوی طرف مقابل، ماهیتی تاکتیکی و موقتی خواهد داشت و به‌سرعت قابل نقض است. چه بسا اگر ایران در انتهای جنگ 12 روزه آتش بس را نمی‌پذیرفت و جبهه نبرد را در همین ابعاد کنونی تعریف و آفند می‌کرد، خیلی از اتفاقات نمی‌افتاد. منطق راهبردی وضعیت کنونی اقتضا می‌کند که اهداف ایران با صراحت و در سطحی تعریف شوند که ریشه‌های بازتولید تهدید را هدف قرار دهد. در این چارچوب، پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه به‌عنوان یک هدف محوری قابل طرح است؛ چراکه تداوم این حضور، بستر ساختاری استمرار ناامنی و مداخله را فراهم می‌سازد. خروج آمریکا از منطقه، نه صرفاً یک مطالبه سیاسی، بلکه پیش‌شرط شکل‌گیری نظمی جدید در خاورمیانه است؛ نظمی که در آن، قواعد بازی توسط هژمون جدید منطقه (یعنی ایران) و هم‌پیمانانش نوشته خواهد شد. بر این اساس، مسئله اصلی صرفاً پایان یک درگیری جاری نیست، بلکه تعیین شکل و قواعد نظم پس از آن است. هرگونه شتاب‌زدگی در پذیرش ترتیباتی که فاقد پشتوانه در موازنه قدرت باشند، می‌تواند به بازتولید چرخه تهدید در آینده منجر شود. در مقابل، تثبیت برتری و تعریف اهداف راهبردی در سطحی ساختاری، امکان شکل‌دهی به نظمی پایدارتر و مبتنی بر واقعیت‌های جدید قدرت را فراهم خواهد کرد. @syjebraily
امان از علی مهدیان عزیز و حال خوبش! حق با علی مهدیان است! همه مسئولین جمهوری اسلامی آدمای خوبی‌ بودن و هستن؛ عالی عمل کردن؛ ما به همشون اعتماد داریم: بازرگان بنی‌صدر میرحسین موسوی هاشمی خاتمی روحانی ظریف باند اصلاحاتی‌‌های مجلس ششم اصلاحاتی‌های فعلی که چند وقت قبل به اتهام تلاش برای آشوب دستگیر شدند... صرفا اتهام بود؛ دیدید که فرداش آزاد شدند... نفوذ هم که اصلا در حکومت اسلامی نداریم. رهبر شهید برای خودشون یه چیزی فرمودن که نفوذ در بین مسئولین نظام وجود داره. نمی‌دونم چرا اینقدر توی دولت روحانی در مورد نفوذ هشدار می‌دادن... برجام هم خسارت محض نبود؛ گل و بلبل بود؛ دل آقا هم اصلا خون نشد از دست حسن روحانی و تیمش؛ اصلا آقا هیچ وقت از بصیرت هم حرف نزد، نگفت مردم تشخیص داشته باشید، در شرایط فتنه حواستان جمع باشد، همیشه فقط آدم‌های خارجی بد هستن، همیشه فقط باید مواظب باشیم ترامپ گولمون نزنه؛ هر کسی داخلی بود یا جزء مسئولین نظام بود حتما خیلی آدم معتمد و خوبیه، کودتا هم که اصلا بعد انقلاب اتفاق نیفتاده، رهبر شهید و رهبر فعلی هم حالا چندبار لفظ کودتا رو برای حوادث دی‌ماه به کار بردن، معلوم نیست منظورشون نفوذی‌های داخلی باشه، نفاق هم که کلاً وجود خارجی نداره، حکومت پیامبر رو هم اصلا منافقین زمین نزدن؛ صلح هم که به امام حسن توسط خودی‌ها و فرماندهان ضعیف‌النفس تحمیل نشد، اول انقلاب، منافقین و لیبرال‌ها هم که اصلا هیچ‌کدومشون جزء مسئولین نبودن؛ شیخ ساده‌لوح هم که در بین مسئولین نداشتیم و... فقط می‌توانم بگویم: امان از علی مهدیان عزیز و حال خوبش... ✍ سید شهاب‌الدین دعایی •┈•••✾•🍷•✾•••┈• 💟 @Ghadah_SD
فارغ از آنکه شوک اعلام شرایط پایان جنگ را کارپردازی دوباره جریان نفاق برای نجات اسرائیل از لبه پرتگاه بدانیم یا نه، در شرایط افزایش تخاصم که نشانه آشکار آن، تدارک اشغال جزایر ایران است، «نفس» بیان شرایط پایان جنگ توسط دولت، حماقت محض، پالس ضعف و موجب جری شدن دشمن و دلزدگی جبهه مقاومت است، ولو آنکه شرطی از آن شروط، سخت و یا حتی در دایره محالات باشد که البته آن هم خود نیازمند آتش‌بس و مذاکره است! اینجا دیگر تفکیک شرایط اعلامی به «مصرف داخلی و خارجی» کمترین منطق و موضوعیتی هم ندارد، زیرا در داخل موجب التهاب شده و برای مخاطب خارجی دوست و دشمن هم جز پیام ضعف و انشقاق مخابره نکرده است. تهدید را فقط تهدید معتبر و اراده نبرد دفع می‌کند، همچنانکه آنچه تهدید توأم با تعیین ضرب‌الاجل ۴۸ ساعته ترامپ برای انهدام زیرساخت‌های برق کشور را به تعویق انداخت، واکنش قاطع و تهدید متقابل قرارگاه خاتم بود. پایان جنگ و حتی کنترل خصومت چیزی نیست که از دل گفتگو و تضمین (قول و قرار) بیرون بیاید که اگر بود دو مرتبه در میانه مذاکرات به ایران حمله نمی‌شد و رهبر و تمام مقامات عالی نظامی و امنیتی‌مان ترور نمی‌شدند. پایان جنگ به صورت دفع تهدید و رفع منشاء شر را تنها «میدان» رقم می‌زند. اقدام خائنانه شروط پایان جنگ منتسب به یک مقام امنیتی دولتی، چیزی نیست که با «تکذیب» رفع و رجوع گردد. هویت آن فرد، گرچه برای ما نامعلوم، اما برای ناشر خبر (صداوسیما) معلوم است. باید ضمن اعلام عمومی نام آن فرد، مشخص شود آیا اقدامی خودسر بوده یا با هماهنگی دولت و در هر دو صورت چرا و با کدام منطق نظامی و سیاسی. احمد قدیری ۱۴۰۵/۱/۶ @GhadiriNetwork2
32.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ♦️ ویدیو کلیپ « پیش بسوی آرماگدون » 🎙 با کلام و تحلیل |•• 👈 این کلیپ ۶ سال پیش منتشر شد 👉 🔺جنگ‌های صلیبی نوین 🔺نقش ایران عراق و یمن در تحولات آخرالزمان 🔺اجماع جهانی علیه ایران 🔺بازیگری عربستان در طرح معامله قرن 🔺توصیه رهبر شهید انقلاب ◾️منادی زمان ◼️@Monadizaman
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 اسرائیل فرصت زیادی ندارد 🔹 افشاگری بی‌سابقهٔ کارشناس ژئوپلیتیک تلویزیون فرانسه: اسرائیل فرصت زیادی ندارد؛ ذخایر موشک‌های پدافندی و تجهیزات دفاعی اسرائیل رو به اتمام است؛ ترامپ باید هر چه سریعتر به فکر راه‌ حل خروج از جنگ باشد. 🌏 👇 🆔 @takhribchi110
🚨 سپاه: دشمن با نشر اخبار ضد و نقیض به دنبال به اختلالات‌ اطلاعاتی، تکمیل بانک اهداف و فرار از شکست‌های میدانی است 🔹 روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه شماره ۴۷ عملیات وعده‌صادق۴ اعلام کرد: 🔹 ملت سرافراز ایران اسلامی؛ پیروزی‌های غرورآفرین رزمندگان اسلام و انسجام حیرت‌انگیز ملی را به شما ملت همیشه در صحنه تبریک و تهنیت عرض می نماییم. 🔹 ارتش خسته و مستأصل دشمن با عملیات‌های پیچیده روانی و نشر اخبار ضدونقیض به دنبال رفع اختلالات‌ اطلاعاتی، تکمیل بانک اهداف و فرار از شکست‌های میدانی و تغییر موازنه جنگ است. 🔹 نگران میدان نباشید، به حضور در خیابان ها با قدرت ادامه دهید و با هوشیاری و بصیرت همیشگی به اخبار و گزارش‌های رسانه‌های دشمن نسبت به اقدامات تروریستی توجه نفرمایید. 🔹 ضروری است در این ساعات و روزهای غرورآفرین ملی، توجه خود را بیش از پیش بر ضربه به عمق جبهه دشمن متمرکز سازیم. 🌏 👇 🆔 @takhribchi110
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 فریاد اعتراض نماینده فرانسوی به جنگ غیرقانونی علیه ایران! 🌏 👇 🆔 @takhribchi110 💬 نظرات
دیروز روسیه با بیش از ۱۰۰۰ پهپاد انتحاری گران بزرگ‌ترین حمله پهپادی در تاریخ خود را انجام داد. بیش از ۱۰۰ موشک بالستیک و کروز نیز در حمله به زیرساخت‌های ناتو و مناطق نظامی در سراسر اوکراین شرکت داشتند یعنی‌ یک یک روز حدود ٢٠٠٠ پرتابه مرگ آور شلیک کردند. در پاسخ به حملات روسیه، امروز اوکراین از طریق کشورهای بالتیک به سن‌پترزبورگ و زیرساخت نفتی روسیه حمله کرد، به طوری که برخی از پهپادهای انتحاری هنگام حرکت به سمت روسیه در ُکشورهای حوزه بالتیک سقوط کردند و این موضوع تأیید کرد که کل منطقه بالتیک توسط سازمان های اطلاعاتی انگلستان و اوکراین برای حمله به روسیه استفاده شده است. روسیه در حالی که جنگش در جنوب در حال گسترش است، مجبور است حمله بزرگ احتمالی که سال‌ها برای آن آماده شده بود را در شمال آغاز کند. اگر ایران از این مناطق مورد حمله قرار می‌گرفت، احتمالاً قبلاً واکنش نشان داده بود. روسیه جنگ فرسایشی با شدت بالا را در منطقه‌ای محدود ادامه می‌دهد و اکنون باید آن را به جبهه‌ای گسترده تبدیل کند. @CITYOFSUN
در خبرها اعلام شده است که اوکراین با حملات گسترده به زیرساخت‌های نفت و گاز روسیه حدود ۴۰٪ از ظرفیت صادرات نفت این کشور را مختل کرده است؛ اقدامی که می‌تواند درآمد مسکو از افزایش قیمت نفت را کاهش دهد، اما در عین حال فشار بر بازار جهانی انرژی را بیشتر کند. لازم به ذکر است ترامپ در چند روز گذشته سعی کرده بود با دادن معافیت به صادرات نفت روسیه اثرات بسته شدن تنگه هرمز بر بازار انرژی را کاهش دهد. در همین حال، یک نفتکش ترکیه‌ای به نام «ALTURA» که ۱۴۰ هزار تن نفت خام روسیه حمل می‌کرد، در دریای سیاه و در فاصله حدود ۱۵ مایلی تنگه استانبول هدف حمله پهپادی قرار گرفت. در پی انفجار، بخش‌هایی از کشتی آسیب دیده و آب به داخل آن نفوذ کرده، اما حال ۲۷ خدمه ترک گزارش شده است که خوب است. @CITYOFSUN
سناریوی عملیات زمینی آمریکا علیه ایران و بازتولید الگوی ۲۰۰۳ عراق | میلاد رضایی امروز بیش از هر زمان دیگر بحث حمله زمینی آمریکا و اسرائیل به ایران مطرح است. این اتفاق بعد از شکست طرح های مخلتف آمریکا در زمینه فشار با تهاجم هوایی و ایجاد آشوب در داخل، آنها برای مجبور کردن ایران به پذیرش آتش بس سراغ طرح حمله زمینی رفته اند. برای اینکار نیاز به تجمع گسترده نظامی نیروها در سطح سپاه است است. با توجه به افزایش تحرکات نظامی آمریکا جهت آغاز فرایند حمله زمینی می‌توانیم فرض کنیم آنها این کریدور را ایجاد کرده اند باید ببینیم مسیر حرکت نیروهای آمریکایی در این کریدور از کجا به کجا است. اگر ایالات متحده موفق شده باشد که یک کریدور تدارکاتی ایمن و پایدار در محور عربستان سعودی – اردن ایجاد کند و در امتداد آن یک یگان زرهی در سطح سپاه با ظرفیت پشتیبانی کامل مستقر سازد، آنگاه منطقی‌ترین مسیر عملیاتی برای پیشروی، حرکت به سمت بصره و سپس تلاش برای ورود به خوزستان و اهواز خواهد بود. این محور از نظر جغرافیایی کوتاه‌ترین مسیر برای رسیدن به قلب انرژی ایران محسوب می‌شود و در عین حال می‌تواند به عنوان نقطه اتصال میان عملیات عراق و خلیج فارس عمل کند. در این چارچوب، مسئله تصرف جزیره خارک که توسط رسانه های غربی مطرح می‌شود بیشتر از آنکه یک هدف عملیاتی اولیه باشد، به یک هدف نمادین و رسانه‌ای تبدیل شده است. تصرف واقعی خارک بدون رسیدن به سواحل و تثبیت خطوط زمینی در خشکی عملاً امکان‌پذیر نیست، زیرا هرگونه عملیات علیه این جزیره نیازمند پوشش مستمر، حفاظت ساحلی و تأمین لجستیکی پایدار است. با این حال، آمریکا و اسرائیل به دلیل اهمیت روانی و اقتصادی خارک، تلاش می‌کنند آن را به عنوان هدف اصلی برجسته کنند، در حالی که در واقعیت، این هدف در سطح دوم اهمیت عملیاتی قرار دارد. البته بحث حمله احتمالی به نیروگاه اتمی بوشهر برای ایجاد یک شوک اولیه و فروپاشی روانی مردم نیز محتمل است که قبل از آنکه نیروی زمینی ورود کند شاهد استفاده از هلی برن نیروها در بوشهر یا بخش هایی از استان هرمزگان برای تصرف سواحل جهت تامین امنیت اشغال جزایر مورد نظر آمریکایی ها باشیم. برگرديم سراغ طرح جنگ زمینی گسترده. يادآور می شوم که ورود نیروهای هوابرد مانند لشکرهای ۸۲ و ۱۰۱ به منطقه، در صورتی که زیرساخت لجستیکی کافی ایجاد نشده باشد، به معنای محدود شدن دامنه عملیات آن‌ها به مناطق منزوی و سپس شکست سنگین آنها است. به همین دلیل چنین نیروهایی در این شرایط بیشتر می‌توانند در جزایر، سواحل دورافتاده یا مناطق کوهستانی فرود آیند. به همین دلیل، مناطقی مانند جزایر هرمز یا نواحی کوهستانی در امتداد مرز پاکستان، از نظر عملیاتی برای این نوع نیروها منطقی‌تر از یک پیشروی عمیق در خاک ایران بدون پشتیبانی سنگین است. همزمان، نشانه‌هایی از تقویت زرهی از سوی لشکر زرهی اول مشاهده می‌شود؛ موضوعی که پیش‌تر نیز قابل پیش‌بینی بود. اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، ترکیب نیروهایی است که در حال شکل‌گیری است: لشکر پیاده‌نظام سوم، لشکرهای ۸۲ و ۱۰۱ هوابرد، گروه نیروهای ویژه پنجم، نیروهای کلاه‌سبز و لشکر زرهی اول. این ترکیب دقیقاً همان آرایشی است که در سال ۲۰۰۳ برای حمله به عراق مورد استفاده قرار گرفت. در آن عملیات، بخشی از نیروها از طریق هلیکوپتر به عمق منتقل شدند و همزمان یگان‌های زرهی و پیاده از محور زمینی عربستان و کویت مسیر تدارکاتی را باز کردند. نیروهای هوابرد در مثلث بغداد – کربلا – نجف فرود آمدند و با تصرف نقاط کلیدی، مسیر ورود به بغداد را هموار کردند. گروه نیروهای ویژه پنجم مأموریت‌هایی مانند ترور، اسیرگیری، هدایت آتش هوایی و مقابله با نیروهای نامنظم را بر عهده داشت و لشکر پیاده‌نظام سوم نقش پشتیبانی عمومی را ایفا می‌کرد. در این میان، نیروهای کلاه‌سبز مأموریت‌های حساس‌تری مانند هدایت حملات به فرودگاه بغداد و شکستن مقاومت سازمان‌یافته را دنبال می‌کردند. هدف این طرح آن بود که پیش از رسیدن کامل نیروهای زمینی از جنوب، با نفوذ سریع به بغداد، ساختار فرماندهی فروبپاشد و مقاومت دشمن در مدت کوتاهی از هم گسیخته شود. با این حال، در عمل نیروهای آمریکایی در مقاطعی با مقاومت‌های پراکنده و خطر محاصره مواجه شدند و تنها به واسطه فروپاشی ساختار داخلی عراق و برتری مطلق هوایی توانستند وضعیت را کنترل کنند. در شرایط کنونی، آمریکا تلاش دارد الگویی مشابه را بازتولید کند، با این تفاوت که این بار هدف، ایجاد همزمان تهدید علیه بصره و بغداد و کشاندن عراق به سمت بی‌ثباتی مجدد است تا بتواند از این آشوب به عنوان سکوی فشار علیه ایران استفاده کند. (1/3)
آمریکایی ها می‌دانند که در حالت عادی هر نوع تحرکات برای انتقال نیرو به خاک عراق یعنی ورود مستقیم نیروهای حشد شعبی به درگیری است و برای جلوگیری از اینکار نیاز به آشوب سازی در عراق و حضور نیروهای ارتش نزدیک به آمریکا برای ایجاد یک حائل بین گذرگاه نیروهای آمریکایی برای ورود به ایران با نیروهای حشد شعبی است. در ابتدای جنگ نیز سناریوی ورود از شمال عراق با استفاده از نیروهای پ‌ک‌ک مطرح شد، اما تمرکز اصلی به سمت محور اردن و عربستان منتقل شد؛ جایی که نیروهای ویژه تلاش کردند با نفوذ در بیابان، نقاطی را تثبیت کرده و مسیر پیشروی ایجاد کنند، اما در برابر مقاومت موجود مجبور به عقب‌نشینی شدند. اظهارات رسمی سپاه پاسداران مبنی بر هدف قرار دادن نقاط تجمع و پیشروی آمریکا در بیابان‌های عربستان، اردن و عراق، نشان می‌دهد که تلاش برای ایجاد این کریدور تدارکاتی واقعاً در حال انجام بوده است. این مسئله تأیید می‌کند که نبرد اصلی نه در خطوط مقدم کلاسیک، بلکه در عمق بیابان‌ها و مسیرهای لجستیکی در جریان است. در سطح کلان، شبکه پایگاه‌های سنتکام اگرچه آسیب دیده‌اند، اما هنوز برای پشتیبانی عملیات زمینی فعال هستند. انتقال یگان‌های هلیکوپتری به نقاطی مانند جیبوتی، قبرس، سومالی‌لند، پونتلند و کرت، نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد یک شبکه انعطاف‌پذیر پشتیبانی است. علاوه بر این، انبارهای بزرگ تسلیحاتی در یونان و افزایش حمل‌ونقل زرهی در آمریکا، نشان می‌دهد که یک زنجیره تأمین گسترده برای یک جنگ طولانی در حال شکل‌گیری است. در کنار این، آمریکا همچنان ایران را از منظر زمینی با الگوی عراق تحلیل می‌کند و تلاش دارد همان ترکیب نیروها و همان روش نفوذ سریع را تکرار کند. این در حالی است که بزرگ‌ترین اشتباه عراق، ورود به تقابل مستقیم کلاسیک بود و همین مسئله در سال ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ به شکست سریع آن انجامید. در مقابل، ایران با ساختار دفاعی لایه‌ای و نامتقارن و موزاییکی خود ، شرایطی کاملاً متفاوت ایجاد کرده است. اگر آمریکا نتواند یک عملیات زمینی گسترده و هماهنگ را اجرا کند، به احتمال زیاد به سمت افزایش آشوب داخلی، تمرکز بر عراق و تلاش برای عملیات‌های محدود در جزایر و سواحل حرکت خواهد کرد. در این میان، استفاده از نیروهای نیابتی، عناصر ناتو، نیروهای منتقل‌شده از اوکراین و مزدوران، به همراه پهپادهای FPV و عملیات‌های انتحاری، نشان‌دهنده حرکت به سمت یک جنگ ترکیبی است. در حوزه دریایی، نیروی دریایی آمریکا به دنبال ایجاد حضور در شرق بندرعباس و مناطق جاسک و چابهار است و این مناطق را به عنوان نقاط مناسب برای ایجاد پایگاه‌های اولیه دوردست می‌بیند. همزمان، تلاش برای گسترش شبکه‌های عملیاتی تروریست های تجزیه طلب در پاکستان و استفاده از نیروهای سابق مخالف ایران در افغانستان قبل از طالبان و حتی استفاده از ساختارهای شبه‌نظامی و مزدوران خارجی، نشان‌دهنده برنامه‌ریزی برای ایجاد بی‌ثباتی در حاشیه‌های شرقی ایران است. با این حال، تمامی این مناطق – چه جزایر خلیج فارس، چه محور عراق و چه سواحل مکران – از نظر نظامی به عنوان «تله‌های مرگ» شناخته می‌شوند، زیرا هرگونه استقرار در آن‌ها در معرض آتش مداوم ساحلی، موشکی و نامتقارن قرار خواهد داشت. در حوزه هوایی نیز نشانه‌هایی از تغییر رفتار آمریکا دیده می‌شود. آمریکا پس از تحمل تلفات سنگین در عراق و کویت بحرین و عربستان ، نیروی هوایی فاصله بیشتری گرفته و در عین حال تلاش دارد با حملات ارتفاع پایین، پشتیبانی نزدیک هوایی را حفظ کند. این مسئله نشان‌دهنده سازگاری با یک محیط پدافندی فعال و پرخطر است یعنی نه تنها پدافند ایران از بین نرفته بلکه روز به روز با شرایط جنگی تسلط هوایی دشمن، تطابق پیدا کرده و امروز به یک خطر کشنده تبدیل شده است خصوصا بعد از هدف قرار گرفتن اف٣۵ ها امپراتوری رسانه ای برتری کامل هوایی آمریکا دچار فروپاشی شده است. در صورت وقوع حمله زمینی احتمالی و بعد با ورود جنگنده ها به فاز پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروها، شکار جنگنده های آمریکایی به سرعت تشدید می‌شود. در نهایت، آنچه در حال شکل‌گیری است، یک سناریوی پیچیده و چندلایه است که در آن آمریکا تلاش می‌کند با ترکیب حملات هوایی، عملیات محدود زمینی، جنگ ترکیبی و ایجاد آشوب منطقه‌ای، شرایطی برای یک نبرد تعیین‌کننده ایجاد کند. با این حال، وضعیت سازمانی این نیروها هنوز به طور کامل تثبیت نشده و تصمیمات سیاسی در سطوح بالا، به‌ویژه در میان رهبران آمریکا و اسرائیل، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل نهایی این عملیات خواهد داشت.(2/3)