رشتو
یکی از رفقا زنگ زد که دیگ نذری قدیمی نداری واسه برنج بار گذاشتن میخوایم رو آتیش بذاریم!
گفتم شما که دیگهاتون جور شده بود کم دارید بازم؟
دیدم پشت تلفن صدای هق هق گریه میاد ،گفتم چیشده؟
گفت امروز یه پیرمرد دیدیم با دوتا دسته بزرگ هیزم اومده جلوی امام زاده، میگه من چیزی ندارم واسه ارباب بدم این هیزم از من قبول کنید فردا واسه پخت غذا استفاده کنید!
بهش گفتیم حاجی ما اینجا فقط گاز استفاده میکنیم و آتیش روشن نمیکنیم واسه پخت غذا...
ناراحت شد سرشو پایین انداخت راهش کشید رفت
یهو یکی از بچه ها داد زد آقا وایسا ،اتفاقا امسال یه دیگ برنج آتیشی قرار بار بذاریم خوب شد آوردی هیزم دستت درد نکنه ،پیرمرد کلی خوشحال شد هیزماش داد و رفت😭
گفتیم داداش جریان چیه؟!
گفت ساعت ها زحمت کشیده اینارو جمع کرده ،ارباب راضی نمیشد اگه ردش میکردیم
برید بگردید یه دیگه پیدا کنید برنج بار بذاریم با آتیش 😭
#محرم١٤٤٥
#یوم_عاشوراء
۱۴۰۲/۰۵/۰۶
"سبحان برکتی"
@twiita