کارام که تموم شد باید یه کلاس تقریبا ً۲ ساعت رو میگذروندم و تا شروع اون کلاس ، یک و نیم ساعت وقت داشتم . من و بابام گشنه و خسته بودیم . رفتیم رستوران غذا بخوریم اما چون نگران بودیم به کلاس زود نرسم ، غذا رو گرفتیم و تو راه و تو ماشین غذامون رو خوردیم و بعدم رفتم به کلاس برسم👷🏻♀ . .
اوبونتو|ubuntu
و بعد از کلاس کارت دانشجوییم رو تحویل گرفتم🤏🏻✨.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز فرصت نشد تا دانشگاه رو خوب بگردم اما احساس میکنم قراره خیلی دانشگاه رو دوست داشته باشم🦦🕶.
و این رو هم بگم که تمام مدتی که من درگیر کارای ثبتنام و پذیرش بودم بابام توو سالن نشسته بود و این بودن واسه من خیلی ارزشمنده🦋🤍.
اوبونتو|ubuntu
واییی بچه ها چقدر موتور سواری کیف میده🛵؛
امروز باز سوار موتور شدم با بابام🛵.
باید میرفتم باشگاه ؛
بچهها تمام مسیر تا رسیدن به باشگاه ، another love رو خوندم اونم واسه خودم و بابام🦦🕶.