اوبونتو|ubuntu
وای بچهها ما کلی واسه این روزای آخر نوزده سالگی برنامه ریخته بودیم با هم که نه من دقیق یادمه یکی٫ د
داستان هم از اینجا شروع شد خیلی یهویی؛
اول اسم این روزای مونده به تولدم رو گذاشته بودم، چند قدم تا نارنجیتر شدن.
اما بعد شد هرشب، نارنجیتر، روشنتر، منتر>>
هر شب با همراهی هوشی یه چالش داشتم واسه اون شب و یه دونه هم یادداشت کوتاه ازش میگرفتم.
قضیه منظم پیش میرفت و با ذوق و شوق، تا اینکه هفتهی پیش کلا پیامی ندادم به چت جیپیتی و الان یه هفتهس که چالش رو ول کردم، اما نه کامل. این هفته خیلی متفاوتتر گذشت. خیلی.
ذهنم این روزها خیلی درگیره و مسئولیت هم به اندازهی خودم دارم و هم این فکر و خیالها و هم مسئولیتها خیلی ازم انرژی میگیره... .
از این حرفا که بگذریم امروز دوباره شروع کردم ازش یادداشت گرفتن و مختصر از روزم گفتن.
تا اینجا که از قدمهام تا نارنجیتر شدن چیز زیادی ثبت نکردم، اما دلم میخواد این کار رو بکنم از امشب.🧡
اوبونتو|ubuntu
با من همراه باشید بریم درمورد بازدید زیستشناسی حیات وحش صحبت کنیم:💅
خب، امروز دوباره بازدید داشتیم.
بازدیدمون واسه درس گیاه شناسی میدانی بود.
اوبونتو|ubuntu
خب، امروز دوباره بازدید داشتیم. بازدیدمون واسه درس گیاه شناسی میدانی بود.
حالا بازدیدمون از کجا بود؟
از کلکسیون گیاهان کویری و بیابانی ایران.
استاد این درس، همون استاد درس ریخت شناسی و ردهبندی گیاهیمونه. به شخصه شیفتهی درس دادن این استاد هستم. واقعا خیلی خوب درمورد گیاهان و هرچیزی که لازمه بدونیم توضیح میده >>>🪴
-همیشه هم پرِ ایده و پیشنهاد در مورد گیاهانه.