اوبونتو|ubuntu
تا الان بیدار مونده بودم که چاوشی بگوشم و بعد بخوابم.
کیف کردم واقعا>>
اوبونتو|ubuntu
از اولین تجربهها؛
امروز مزهی خانم مربی بودن رو چشیدم برای اولین بار.👩🏻🏫🍊
و بیاید که نارنجیتون میخواد از امروز و روزهای قبل براتون حرف بزنه.
از روزهای کاملا نارنجی که اومدن تا اون رو نارنجیتر کنن>>
اوبونتو|ubuntu
و بیاید که نارنجیتون میخواد از امروز و روزهای قبل براتون حرف بزنه. از روزهای کاملا نارنجی که اومد
یادمه که تو سالن دانشکدهمون با بچهها داشتیم واسه امتحان عملیای که استاد GIS قرار بود ازمون بگیره تمرین میکردیم و از زمین و زمان شاکی بودیم که گوشی من زنگ خورد. شماره ناشناس بود. جواب دادم به تماس و آقایی که پشت خط بودن خودشون معرفی کردن و گفتن که ما دنبال مربی فن بیان میگشتیم و شما رو به ما معرفی کردن، برای آشنایی بیشتر یه روز بیاید کانون پرورش فکری تا با هم بیشتر آشنا بشیم و ببینیم همکاریای میتونه صورت بگیره یا نه! و و و تماس نسبتا طولانیای بود.