بیایم سراغ امروز؛
امروز قبل از اینکه برم کانون، رفتم واسه بچهها شکلات خریدم و بعد رفتم کانون.
کلاسم رو انتخاب کردم، وسایلی که نیاز داشتم رو با خودم بردم کلاس و منتظر موندم تا بچهها بیان.
امروز بیشتر هدفم آشنایی بچهها با کلاس، دوستاشون و یه کوچولو آشنایی با فن بیان بود. برای جلسه اول بیشتر هدفم این بود که بچهها تو کلاس حس خوب بگیرن و کلاس رو یه محیط امن واسه خودشون بدونن.
تو کلاس بچهها برام نقاشی کشیدن و بازی کردیم و بعد به صورت داوطلبانه از جعبهای که درست کردم، نامه برداشتن و جلوی دوستاشون بلند محتوای نامه رو خوندن.
(ایدهی نامه رو از یکی از دوستام گرفتم.)
یه چیزی دیگه هم بگم؟ من همیشه از بچگی به معلم شدن فکر میکردم، به یاد دادن و یاد گرفتن؛
دبستان که بودم برای درس خوندن هم لباس فرم میپوشیدم، ماژیک و تخته برمیداشتم و اون درسی که میخواستم بخونم رو میخوندم و بعد برای دانشآموزان خیالیم کامل توضیح میدادم.
امروز لباس فرم پوشیده بودم که یاد بدم اما اینبار به دانشآموزان خیالی نه این دفعه واقعی بودن.🥲✨
هدایت شده از درنای کاغذی
https://eitaa.com/ubuntus/6987
ای خدااا موفق باشی واقعا 😭✨
اوبونتو|ubuntu
https://eitaa.com/ubuntus/6987 ای خدااا موفق باشی واقعا 😭✨
ممنونم مهدیه جونیم، قربونت بشم من😭🧡
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا