اوبونتو|ubuntu
-شرلوک خانم، این پیام واسه شماست. از دوست داران قدیمی شما هستن مثل اینکه. من لینکی ندارم از کانالشو
برای شما و هرکس دیگهای که دوست داره بره پیش شرلوک دعوتنامه صادر شدهست، با لبخند وارد شوید، بفرمایید.
چند ماهه وقت گذرونیم با خونواده وارد مراحل دیگهای شده.
مثلا از فیلمهای مورد علاقهم میذارم براشون و خودمم میشینم باهاشون میبینم و واکنششون رو رصد میکنم.
تا این جای کار از سلیقهم راضی بودن خدا رو شکر.
بعد عجیب درگیر داستان و اتفاقات میشن. سوالای باحالی میپرسن، بابام از اسپویل خوشش میاد مثل خودم، واکنشهای من داره خیلی سم میشه و باحاله دیگه.
هدایت شده از شبهایحوّا.
درسته که من هنوز تقدیمی گذشته رو تموم نکردم، اما شما پیام موردعلاقهتون از اينجا رو فوروارد کنید و تگ رو بفرستید، منهم بهتون یک عکس و چند خط دعای خیر تقدیم میکنم. تا آخر امشب اگر خدا بخواد تحویل میدم (نگران نباشید)
هدایت شده از شبهایحوّا.
زمان، برای من به کُندی میگذرد. به سردیِ جای خالیِ گرمیِ نفسهایش فکر میکنم، به تمنای چشمانش، به امدادگری دستانش. از او دور شدهام. نه. خودم را دور کردهام. در تمام طول روز بیش از چند کلمه، آن هم در قالب صحبتهای معمولی و سطحی با کسی حرف نزدهام.
غیر از این هم از بنده لبخند میبینند و نمیدانند که جانم چقدر پریشان است، چنان هم متظاهر و ساکت هستم که فراموش کردهاند رنج میکشم و پیر میشوم.
جوانیام دارد حیف میشود.
اصلا من هیچ، اما کاش همگی در روزگار دیگری میزیستیم، ما همگی حیف بودیم.
-اواخرروزهایعادی،پیشازمرگ.