هدایت شده از اوبونتو|ubuntu
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اوبونتو|ubuntu
تو چند قسمت اومدن و واقعهی عاشورا رو روایت کردن. قشنگه. امشب یهو یادمو این پادکست اومد و گفتم دوباره بفرستم با هم گوش بدیم.❤️🩹
اوبونتو|ubuntu
نوستالژیترین مداحی شاید واسه من همین مداحی باشه.
این مداحی واسه من پر از خاطرهی خوبه از کودکی از سوریه و عمه طاهره و اون سیدیای که یه تعزیه روش بود و نمیدونم آخرش گم شد یا سوخت!
نمیدونم حرفهایی که میخوام بزنم چقدر براتون قابل درکه اما مینویسمشون؛
حتی نمیدونم خیلی قبلترها هم اینجور بودم یا نه!
امیدوارم بتونم درست بیان کنم منظورم رو.
یه چندسالی هست که تو مناسبات مذهبی مثل شب قدر یا شبهای دهه اول محرم، تو مکانهای مقدس مثل حرم امام رضا علیهالسلام، یا همین حسینیهی محل خودمون، موقع روضه، با اینکه پر از مشکلات متعددم، با اینکه کلی حاجت دارم که میخوام روا بشن، ازشون درخواستی ندارم، درخواست مادیای ندارم در اصل. من دعایی ندارم به جز عاقبت بخیری، به جز دعای ظهور، آرومم و احساس سبک بالی دارم. اصلاً یادم میره مشکلاتم رو. انگار واسه من همین که تو مراسم امام حسین علیهالسلام هستم، همین که میتونم واسهشون اشک بریزم یا حتی حالت حزن بگیرم کافیه، همین که میتونم تو شب قدر قرآن روی سر بذارم کافیه. همین که حب اهل بیت تو قلبمه کافیه برام. همین که حسینیه هستم کافیه. همین که تو مجلسشون هستم کافیه. همین که تو حرم هستم کافیه.
خیلی دیدم که سخنرانها و مداحها تو این شبها از مزد حرف میزنن، از حاجتهایی که میتونن روا کنن، و من تو این موقعیتها به نظرم مزدم همینه که باز اذن ورود به مجلسشون رو داشته باشم، باز روضهشون رزقم بشه. این که منو به عنوان دختر کوچولوشون تو آغوش بگیرن و هوام رو داشته باشن مزده برام. درخواستهای مادیای ندارم ازشون، مادیات همیشه درست میشن، خونه و ماشین، گوشی و فلان. من خواستهم دوباره تو مجلسشون نشستنه، من خواستهم نوکریه براشون. خواستهم اشک ریختنه براشون. من ذکرم تو مراسمها صلواته با تاکید بر عجل فرجهم.