ᥫ᭡
چیزه یه روز خانوم فداکار زنگ انشا چشمامو بست یچی گذاشت دهنم بعد درست تشخیص دادم ماست بود گفت دو دقی
مگه از ماست جوک هست_
آقا تعریف کن😍
ᥫ᭡
دارم فکر میکنم ی خاطره قابل تعریف کردن بیاد تو ذهنم هی نمیاد
چنتا خاطره به ذهنم میرسه ولی حس میکنم تعریف کردن و نکردنش فرقی ندار_
ᥫ᭡
اووووو🔥🔥🔥
ماعم چندسال پیش یبار ماه رمضون افطاری دادن و کلی نوشابه اضافه اومد که اکثرش نصیب منی که اون موقع معتاد نوشابا بودم شد