ایکس`
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا - وه که با این عمرهای کوت
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
این قدر با بخت خوابالود من لالا چرا
-
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا
-
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
-
شهریارا بیحبیب خود نمیکردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا