«فکر میکنی دوست دارم؟»
خندیدم.
«عشق چیز قشنگیه، لارا.»
دست خونآلودم را زیر چانهاش گذاشتم.
«چیزی که من نسبت به تو دارم خیلی خطرناکتره.»
هدایت شده از نوشتارگاه خاله کایرا
خدایا خودت داداشم رو سگ کن چون آدم بودن هم به دردش نمیخوره .