VĒNUSĀ
💌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
VĒNUSĀ
راز آسمونگرگومیش ؟
اما سوال اول اینه که چرا گرگ و میش ؟
گرگ به معنای حیوان شکارچی و میش به معنای گوسفند و شکار در زبان پارسی هست که گوسفند و گرگ نقطه مقابل و متضاد هم هستن و این موضوع اشاره به مرز بین شب و روز و تضاد بین خورشید و ماه داره .
VĒNUSĀ
راز آسمونگرگومیش ؟
زمان گرگومیش را زمانِ بین دو جهان هست چون نه روز کاملاً تمام شده بود و نه شب کاملاً شروع. برای همین در افسانهها این زمان را مناسبِ اتفاقهای رازآلود، موجودات افسانهای و جادو میدونن و لحظه حضور پریون و تحقق آرزوها خطاب شده .
VĒNUSĀ
راز آسمونگرگومیش ؟
طبق روایات گفته شده و جادویی که از دلقصهها میاد
میگن خیلی سال پیش، مردم و ساحره ها و افسونگر ها معتقده بودم هر عنصر و هر لحظه از روز و شب نگهبان خاص خودش رو داره
گرگی سیاه نگهبان شب بود و میشی سفید نگهبان روز.
گرگ از تاریکی مراقبت میکرد و میش از روشنایی. اونها هیچوقت اجازه نداشتن همدیگه رو ببینن؛ چون اگر شب و روز با هم ملاقات میکردن، نظم جهان به هم میریخت.
اما یه شب، گرگ دلش خواست بدونه اون سوی تاریکی چه چیزی وجود داره.. میش هم هر صبح آرزو میکرد بدونه پشت آخرین پرتو خورشید چه چیزی پنهون شده!
یه روز، درست در لحظهای که خورشید داشت ناپدید میشد، اونها برای یک لحظه به هم رسیدن ..
آسمون نه کاملاً روشن بود و نه کاملاً تاریک ، نگهبان های آسمون که این اتفاق رو دیدن به جای جدا کردنشون تصمیم گرفتن اون لحظه رو برای همیشه نگه دارن!
از اون روز هر صبح و هر غروب چند دقیقهای از زمان به گرگ و میش سپرده شد ، زمانی که گرگ و میش میتونن دوباره همیدیگه رو ببینن .
VĒNUSĀ
راز آسمونگرگومیش ؟
گرگ و میش فقط داستان نگهبانی آسمون نیست بلکه مربوط به زمانپریها هم میشه .
وقتی آخرین پرتو خورشید ناپدید میشه درختان برای چند لحظه ساکت میشن و مسیرهای پنهان پریها در جنگل باز میشه ، اگر انسانیتوی اون لحظه وارد جنگل بشه ، ممکنه صدای موسیقی دوری بشنوه ؛ اما اگر دنبال صدا بره راه برگشت رو پیدا نمیکنه و تا طلوع سرگردون میمونه .