یه سریاتون فقط ممبر نیستید که؛
برای فاطمه شدین دوستایی که قلبای خیلی مهربونی دارن!🤍
کاش بتونم اینهمه مهربونیو و جبران کنم :)
یهو وسط مهم ترین کارام
وسط وقتی که برای خودم دارم میگذرونم
وسط تایم درسیم
یه جوری نورت به قلبم میتابه که بی اختیار نتیجش از چشم هام آشکار میشه..
تو که اینقدر نامرد نبودی :)
میدونی روزی چند بار باهات حرف میزنم و جای خالیتو با قلم و کاغذ و نوشتن پر میکنم ؟
میدونی چقدر فکرت یهو زندگیمو استپ میکنه و اجازه هیچ کاری بهم نمیده؟
خودمونیما ولی شاعر چه قشنگ توصیفت میکنه که میگه :
حقا که غمت از تو وفادار تر است..
-فاطمه کرمی-
بهترین توصیفی که راجع به اثر اضطراب شنیدم این بود که:
اگر یک لیوان آب را دست نگهداریم چقدر به ما فشار میاد؟
امتحان کنید. برای یک دقیقه نگهش دارید. فشارش چیه؟ تقریبا ناچیز
یک ساعت؟
یک شبانه روز؟ فشارش روی دست تمام بدن را اذیت میکنه
نگرانیهای کوچک هم در بلند مدت چنین بیچارهمون میکنند..
طبق روال این سی و اندی شب همچنان بیدار و فی الحال در انتظار به پایان رسیدن اخرین امتحان..
کنج اتاقکم | ۴ تیر ۱۴۰۳
-وایه|Vayeh-
چندتا تار موی سفید تو موهام پیدا کردم:)))))
من نیز دو عدد پیدا کردم؛مائده جانم بیا باهم غصشو بخوریم🫠