وادی | ᴠᴀᴅɪ
لانگ دیستنس ؛ واقعا آزاردهندست . . میخوای دستهاشو بگیری نمیتونی ، میخوای بغلش کنی نمیتونی ، میخوای د
لانگ دیستنس اینجوریه که حتی پشت چت یا کال کلی می خندی و خوشحالی ولی وقتی قطع می کنی یه نگاه به اطرافت می ندازی و نبود اون آدمو با تمام وجود احساس می کنی و انگار برای یک لحظه به غمگین ترین خوشحال جهان تبدیل می شی.
لانگ دیستنس پر از پارادوکسهای ممکنِ .
- نوشتهبود وقتی غمگینی چطور میخندی؟!
نوشتم به کسانی که دوستشان دارم فکر میکنم . .
به لبخندشان ؛ به صدایشان .
- نوشته بود وقتی کم میآوری ، چطور دوباره ادامه میدهی؟!
نوشتم ادامه نمیدهم ؛ شکست را میپذیرم و از اول شروع میکنم .
- نوشتهبود وقتی دلت گریه بخواهد چطور صورتت را خشک نگه میداری؟!
نوشتم ادب علاقه همین است ،
گریه به درون ، خنده به بیرون ؛
مباد که کسی را غصهدار کنی . . .
- نوشتهبود جهان ساکت خلوت خستهات نکردهاست؟!
نوشتم پناه ببر از ازدحام بیهودهی صداها ؛
به آن صدای گرم مهربان که نام کوچکت را به شعر مبدل میکند ،
حتی اگر هرگز صدایت نکردهباشد . .
- نوشتهبود کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟!
نوشتم از جنگها برگشتهام ؛
با زخمها و موی سپید ،
و یاد گرفتهام صبور باشم و به تماشا قانع . .
- نوشتهبود شب بخیر ؛
خواستم بنویسم کدام شب به خیر گذشته؟!
دیدم کلمهای نوشته و رد شده بی آن که در قید معنایش باشد ،
‹ - نوشتم دوستت دارم و رد شدم ؛
بی آن که در قید معنایش باشم . . ›
هدایت شده از کاردیوگرام | ᴇʟᴇᴋᴛʀᴏ
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه حرف من ب رفیقای مجازیم !
این ۴۵ ثانیه عین حقیقته
- متاسفانه ذهنم هیچوقت نمیتونه بپذیره که یه نفر فقط منو دوست داشته باشه . .
یعنی همیشه با خودم میگم اینهمه آدم هستن ؛
ك از هر نظر از من بهتر و زیباتر و
دوستداشتنیترن!!
چرا باید یک نفر فقط منو دوست داشته باشه؟؟
با چه منطقی؟!.
مثه اونی ك چشاش پره حرفه ؛
اما زبونش با کلمات بازی کردنو بلد نیست . .
مثه اونی ك تو یه جاده با کلی مِه گم شده ؛
دقیقا همینجوری سردرگمم .
هدایت شده از 「ڪافہتھرون」به مکانی دیگر منتقل شد.
4_5767017536558218928.ogg
زمان:
حجم:
3.7M
رابطهی لانگ دیستنس :
به دوریه نیست
به نزدیک بودن هم نیست
مهم اینه که دل اون دو تا آدم
چقدر بهم نزدیک نزدیکه!
وادی | ᴠᴀᴅɪ
رابطهی لانگ دیستنس : به دوریه نیست به نزدیک بودن هم نیست مهم اینه که دل اون دو تا آدم چقدر بهم نز
ببین یه آدمیو داری ؛ ولی انگار نداریش ،
هیچوقت در کنارت نیس ،
ت لحظات زندگیت ؛
ت مهمترین لحظات زندگیت در کنارت نیس . .
؛
ی آدمی ك نیس ولی از همه پررنگتره ؛
یا عشقی ك نبودنش ، ارزشش برابری میکنه یا حتی بیشتر از بقیه بودنا ؛
از همه دورتره . . ولی هیچکس از اون نزدیكتر نیس . .)
-
توی بیهوشی ، وقتی عمل تموم میشه و مریض باید برگرده ؛
بهش «ریوِرس» می زنن . .
یکم بعدش آروم آروم به هوش میاد ؛
و بیشترِ وقتا زیر لب هی با خودش یه اسمیو تکرار می کنه .
میگن تاثیر داروهای بیهوشیه ،
میگن هذیون بعد از عمله ،
اما یه بار یکی از استادا میگفت ؛ اگه به مریضا دقت کنین می بینین بیشتریاشون توی اوج بی قراری ،
وقتی که هوش و حواسشون سر جاش نیست و هویت خودشونم هنوز یادشون نمیاد ،
هی یه اسمو تکرار می کنن . .
صاحب اون اسم عزیزترین شخص زندگیِ اون مریضه ،
حتی اگه ازش بپرسین ،
میفهمین اون موقعی که بیهوشیش عمیق شده بوده هم ،
توی رویا و توهمش صاحب اون اسمو کنار خودش می دیده و حسش میکرده .
میدونی ؟!
من یه نفر مطمئنم موقع برگشتن از بیهوشی که سهله ؛
روز محشر هم ، موقع رستاخیز و بلند شدن از قبر باز اسم تورو میارم !!
حتی اگه اون روز اسمِ تو ؛
بی ربط ترین اسمِ زندگیِ من باشه !(: