هدایت شده از TheEndخسـته¡
میشه حالمو ازم نپرسید؟! ممنون میشم!
من حالم دستِ خودم نیست ؛ اصلا مالِ خودم نیست .
وقتی ازت می پرسم - چطوری؟! -
یعنی برای من از لحظه هایی که تنها می شی بگو . .
از موقعی که می ری تو رخت خوابت و سیاهی شب دورتو میگیره . .
از قطره اشک هایی که مطمئنن کسی اونجا نیست تا ریختنشون رو ببینه . .
از فکر های تیره و تارت و هرچی که باعث شده از ته دل نتونی بخندی . .
برای من از حقیقت بگو ؛ وگرنه «خوبم» و زهرمار .)
وادی | ᴠᴀᴅɪ
وقتی ازت می پرسم - چطوری؟! - یعنی برای من از لحظه هایی که تنها می شی بگو . . از موقعی که می ری تو رخ
وقتی میپرسم «چه خبر؟!» میخوام از روزت یا خودت بگی ؛
وگرنه که «سلامتی» و زهرمار .
من اکثر اوقات بیشتر از اینکه ناراحت بشم ؛
انتظارشو از تویی ندارم که جایگاهت تو قلبم ، با بقیه فرق داره!.
فقط بخاطر همینه که بعضیوقتا خیلی ناراحتم ((: