وادی | ᴠᴀᴅɪ
- الان دقیقا پنجماهه از قلب شکسته استفاده نکردم ؛
- الان دقیقا شیشماهه از قلب شکسته استفاده نکردم ؛
هدایت شده از موازۍ .
ممبرین داریخماخ توجه داشته باشید :
سلام . .
امیدوارم خوب باشید!
همینطور که متوجه شدید چنلِ ناشناسِ داریخماخ
"اتاق فرار" با حدود 260 ممبر فیل شد .
توی اتاق فرار پر از خاطرست بنابراین دیل نمیخوره ،
اما پس از رفع محرومیت خصوصی میشه .
انشاالله در ادامه را در چنلِ تازه تاسیسِ موازی
در خدمت شما عزیزان و ناشناسهاتون هستیم .
به امیدِ حضور گرمِ مجدد شما همراهان")!
- @movazii .
بهم گفت ؛ تا حالا برای کسی مهربونِ واقعی بودی؟!
گفتم ؛ یعنی چی؟؟ مهربونی واقعی و غیر واقعی داره مگه؟
گفت ؛ آره ، داره .
یه وقتایی با یکی خوبی چون می خوای بهش نزدیک بشی . .
مهربونی چون کارِت پیش اون گیره ،
یعنی نه اینکه بخوای نقش بازی کنی ولی اون مهربونی بی نتیجه نیست . . یه سود و منفعتی واست داره!
وقتی اون چیزی که می خوای دیگه نباشه مهربونی روز به روز کمرنگ تر میشه . . انقدر که دیگه محو میشه . .
ولی وقتی برای یکی مهربونِ واقعی باشی دیگه نمی بینی طرف کیه ؛ چیه.!
اصلا فکر نمی کنی به سود و منفعت..
مهربون میشی برای خودش . .
این مهربونی رنگش ثابته!
حتی اگه هزار نفر ذهن تو رو بشورن و بگن اون مهربونی تو رو نمی بینه ،
چرا انقدر هواشو داری ،
بازم مهربونی تو کمرنگ نمیشه . .
چون تو باور کردی اون آدم به مهربونیِ تو نیاز داره.!.
مهربونیِ تو اون رو به زندگی امیدوار نگه میداره ؛
حرفاش که تموم شد بهش گفتم ؛
چرا این سوال رو ازم پرسیدی؟؟
گفت ؛ چون می خوام بدونی این روزا بیشتر از همیشه نیاز دارم امیدوار باشم به ادامه ی زندگی ((:
بدترین نوع رها کردن آدما ، رها کردن بدون توضیحه .
بدون اینکه بگی چیشد و چرا رها کردی؟؟
چون آدما یه چیزی دارن به اسم ذهن و وقتی دلیل یه کاریو ندونن اینقدر فکر میکنن تا از درون بپاشن!!
و کم کم به این نتیجه میرسن که شاید اونقدر بی ارزش بودن که لیاقت توضیح هم نداشتن و هیچی واسه یه آدم بدتر از این نیست که حس ناکافی بودن بهش دست بده ؛
پس بی حرف رها نکنین...
شده دروغ بگین ولی از کلمات استفاده کنین چون در غیر این صورت کلمات از خودشون استفاده میکنن و چیزی جز یه روح مرده باقی نمیذارن!(:
هدایت شده از - ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
دارم از دلتنگی ؛
به بیست و هفت هزار و نهصد و ده قسمت مساوی تقسیم میشم .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
دارم از دلتنگی ؛ به بیست و هفت هزار و نهصد و ده قسمت مساوی تقسیم میشم .
این - دلتنگی - هم از اون دردای بیدرمونه ؛
فکر کن هی دنبال یهچیزی میگردی که نیست و دیگه هم قرار نیست باشه . .
اصن تلخی دلتنگی اینه که یه چیزی درونت همیشه باهاش میجنگه و همیشه هم میبازه . .
‹ اندوهی ناآشنا در من است . . فهمیدهام که در این شهر ، یا من اضافیام ، یا واقعا یکی جایش خالیست!.. ›
رو اونی حساب باز کن که از راه دور هم هواتو داره! دوستت داره؛
از تمام حال و روزت خبر داره!
بهت نشون میده که به فکرته . .
نه اونی که فقط وقتی کنارشی ،
دست تو دست باهاشی و هر روز میبینیش ؛
آدم ها تا وقتی تو بغلشون مسلما دوستت دارن ولی گاهیم باید ببینی کی با فاصله هم تورو یادش میمونه و به فکرته و کی تورو یادش میره !(:
هدایت شده از - ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
من خیلی فکر کردم ؛
آخرشم به این نتیجه رسیدم که . .
آدما بعد یه مدت..؛
وابسته هم نمیشن!.
بلکه معتادِ بهم میشن ((:
مث الانِ من . . که معتاد توام !