وادی | ᴠᴀᴅɪ
دلم میخواد کنارم باشی . نه تو این صفحه چت لعنتی ، نه پشت گوشی ، نه تو عکسهای بی روح ، خسته شدم از ا
تو خیلی حیفی واسه دور بودن ، واسه مجازی بودن . .
کاشکی میشد از تو گوشی بکشمت بیرون
و بهت بگم واقعا تو جای خیلی از آدمای واقعی زندگیم می ارزی ؛
وادی | ᴠᴀᴅɪ
_
تو بین غماماومدی . .
‹ من مثل یه بچهم که وسط گریه هاش با سایه موشی که با دستای تو درست شده ؛ میخنده ، هنوز رد اشکاش رو لپش هستا ، ولی داره میخنده . .)
وادی | ᴠᴀᴅɪ
تو خیلی حیفی واسه دور بودن ، واسه مجازی بودن . . کاشکی میشد از تو گوشی بکشمت بیرون و بهت بگم واقعا
راستی یادت نره من کنارتم ؛
حتی اگه کیلومتر ها ازت دور باشم ،
چیزی که من و تو رو بهم پیوند میده با بیشتر شدن فاصله از بین نمیره . .
-
همه شب با
دل دیوانه ی خود ؛
در حرفم ؛ چه کنم؟؟
جز دل خود نامه بری نیست مرا . .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
من خیلی فکر کردم ؛ آخرشم به این نتیجه رسیدم که . . آدما بعد یه مدت..؛ وابسته هم نمیشن!. بلکه معتادِ
وابستگی چیه؟؟ من قشنگ معتاد طرف میشم .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
نه با ادبیات ثابت کن بجای زیست😂
جانوم ، قصیر میگه که :
نقطه نقطه ؛ خط خط ؛ صفحه صفحه ؛ برگ برگ . .
خط رد پای توست ؛ سطر سطر دفترم!(:
وادی | ᴠᴀᴅɪ
جانوم ، قصیر میگه که : نقطه نقطه ؛ خط خط ؛ صفحه صفحه ؛ برگ برگ . . خط رد پای توست ؛ سطر سطر دفترم!(:
حالا مام بیام بگیم رد پامون نهایتا میتونه کف اتاقت باشه چی🤣