وادی | ᴠᴀᴅɪ
من همون اسکلیم که وقتی یکی برام مهمه ؛ مث صگ میپرم بهش .
من همون اسکلیم که تف مثقال منطق جایی که باید داشته باشم ندارم .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
من همون اسکلیم که وقتی یکی برام مهمه ؛ مث صگ میپرم بهش .
عه منم نمیتونم ازین که هواسش به خودش نیس بگذرم و وسط حال بدیش باهاش دعوا میکنم .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
من همون اسکلیم که تف مثقال منطق جایی که باید داشته باشم ندارم .
من همون اسکلیم که : حالا پیام پین شدهی چنل .
آدمای اطرافم اینطورین که ؛
ی چی میگم بهشون موقع حال بدیشون - منطقیام اون زمان - و خب انگار ب دیوار گفتم ؛
همون حرف رو ی نفر دیگ میزنه بهش ؛
و حالش خوب میشه
خو صگ همینو منم گفتم ت حتی رو پیامم ریپ نزدی . .
خب خواستم بگم ، میتونید به این نتیجه برسید که ؛ مو فاقد اهمیت در زندگی دیگرانم .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
آدمای اطرافم اینطورین که ؛ ی چی میگم بهشون موقع حال بدیشون - منطقیام اون زمان - و خب انگار ب دیوار
خب این ب شما چه؟!
ولی خب دارم شر میگم بها ندین .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
خب این ب شما چه؟! ولی خب دارم شر میگم بها ندین .
خود شر میگفت و میخندید .