eitaa logo
وادی | ᴠᴀᴅɪ
10 دنبال‌کننده
160 عکس
10 ویدیو
0 فایل
وادی؟؟ صحرا ؛ مخفف واژه دیوونه به زبانی بومی🐢. پ.ن : دیوانگی ، رستگاری عاقلهاست ؛ لطفا دیوانه باشید . . - [ فرهنگ فوروارد داشته باشیم! ] - - - و ناشناسی ك در کنج قلبِ دیوانگان ؛ خاك میخورد !("
مشاهده در ایتا
دانلود
وادی | ᴠᴀᴅɪ
میشه یه خواسته‌ی غیرمعقول داشته باشم؟؟ میشه بنویسم و پاک کنم تو بفهمی دلم پره؟!
میشه اشتباهی دستت بخوره سند شه ؟ میشه سند کنی بفهمم چیشده که دلت پره ؟
هدایت شده از - ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
- کاش می‌شد من هم اندازه‌ی آهنگات آرومت کنم ؛ - کاش می‌شد قاصدک شم برات خبر خوب بیارم ؛ - کاش می‌شد مرهم شم روی زخم‌هایی که هیچکس نتونسته درمانشون کنه ؛ - کاش برای تو تواناترین بودم و برای من عاشق‌ترین بودی !(:
وادی | ᴠᴀᴅɪ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ‌🎶
[ ساعت ِ دو نصفه شب درحالی که برای بار ۲۵ ام آهنگ ِ پلی شده تموم میشد هندزفری رو با عصبانیت از گوشاش درآورد و گفت : به جهنم که بهتر از منه ! و پتو رو کشید روسرش و تظاهر به خواب کرد . . ]
وادی | ᴠᴀᴅɪ
[ ساعت ِ دو نصفه شب درحالی که برای بار ۲۵ ام آهنگ ِ پلی شده تموم میشد هندزفری رو با عصبانیت از گوشاش
ساعت ۳ صبح اشوان پلی کردِ و تایپ کردِ سپس میگه به درک که نیست و پتو میکشه روش اما باز به طور احمقانه‌ای آهنگ رو پلی کردِ سپس دوباره عر میزنه .
دیدی کاپیتان کشتی ، راهشو با ستاره‌ها پیدا میکنه؟! میفهمه باید از کدوم سمت بره که گم نشه یا نجات پیدا کنه؟! وقتی هوا ابری و طوفانی میشه ؛ توی دریا گم میشه . . همون قدر که اون ستاره‌ها برای کاپیتان مهمن ؛ تو هم برای من مهمی!(.
دلم می‌خواست توی خلوتت باشم‌ ؛ نه این که باهات سهیمش بشم چون زیاده‌خواهیه . . ولی عمیقا دلم می‌خواست توی خلوتت باشم . نه به خاطر این که کارهای فاخر و مهمت رو تماشا کنم ، برای تماشای عادی‌ترین کارات . . می‌خوام بگم تماشای روزمره‌ت هم برام قشنگه! مثلا دوست دارم ببینم صبحا که از خواب بیدار می‌شی و چشمات رو باز می‌کنی چشمات چه شکلی‌ان ؛ اولین کاری که می‌کنی چیه ، دوست دارم ببینم موهات رو چطوری شونه می‌کنی ، حالت دستات موقعی که لیوان چای رو می‌گیری توی دستت چطوریه ، وقتی داری نقاشی می‌کشی موهات رو جمع می‌کنی یا می‌ریزن رو پیشونیت ، وقتی گلا رو آب می‌دی زیر لب چه حرفایی می‌زنی ؛ قاشق رو چطوری می‌گیری توی دستت ، اصلا دلم می‌خواد غذا خوردنت رو تماشا کنم.. دلم می‌خواد ببینم حالت چشمات موقعی که به یه چیزی توجه می‌کنی چه شکلیه ، وقتایی که عجله داری چطوری آماده می‌شی ، توی تنهایی چطوری لبخند می‌زنی؛ درست وقتی که می‌دونی هیچ‌کس تماشات نمی‌کنه ، چی باعث می‌شه لبخند بزنی؟؟ اصلا چه مدلی می‌خندی!؟ چطوری گریه می‌کنی!؟ با آهنگات می‌خونی یا می‌رقصی!؟ دلم ‌می‌خواد یه چشم بشم و تنهاییت رو تماشا کنم . . اون‌وقت اگر ناراحت بودی ، شونه می‌شم برای ناراحتیات ؛ شایدم یه اسکلت که موقع خوشحالیت باهاش برقصی و هرطور می‌خوای تکونش بدی تا بشه اندازه‌ی لبخندات . . - برای‌تو .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
؛ خودِ تو . .)
- یکی از راه میرسه ؛ که با وجودش باعث میشه توی خودت دیگه غرق نشی .