هدایت شده از 🎶
[ ساعت ِ دو نصفه شب درحالی که برای بار ۲۵ ام آهنگ ِ پلی شده تموم میشد هندزفری رو با عصبانیت از گوشاش درآورد و گفت : به جهنم که بهتر از منه ! و پتو رو کشید روسرش و تظاهر به خواب کرد . . ]
وادی | ᴠᴀᴅɪ
[ ساعت ِ دو نصفه شب درحالی که برای بار ۲۵ ام آهنگ ِ پلی شده تموم میشد هندزفری رو با عصبانیت از گوشاش
ساعت ۳ صبح اشوان پلی کردِ و تایپ کردِ
سپس میگه به درک که نیست و پتو میکشه روش
اما باز به طور احمقانهای آهنگ رو پلی کردِ
سپس دوباره عر میزنه .
دیدی کاپیتان کشتی ، راهشو با ستارهها پیدا میکنه؟!
میفهمه باید از کدوم سمت بره که گم نشه یا نجات پیدا کنه؟!
وقتی هوا ابری و طوفانی میشه ؛ توی دریا گم میشه . .
همون قدر که اون ستارهها برای کاپیتان مهمن ؛
تو هم برای من مهمی!(.
دلم میخواست توی خلوتت باشم ؛
نه این که باهات سهیمش بشم چون زیادهخواهیه . .
ولی عمیقا دلم میخواست توی خلوتت باشم .
نه به خاطر این که کارهای فاخر و مهمت رو تماشا کنم ، برای تماشای عادیترین کارات . .
میخوام بگم تماشای روزمرهت هم برام قشنگه!
مثلا دوست دارم ببینم صبحا که از خواب بیدار میشی و چشمات رو باز میکنی چشمات چه شکلیان ؛
اولین کاری که میکنی چیه ،
دوست دارم ببینم موهات رو چطوری شونه میکنی ،
حالت دستات موقعی که لیوان چای رو میگیری توی دستت چطوریه ،
وقتی داری نقاشی میکشی موهات رو جمع میکنی یا میریزن رو پیشونیت ،
وقتی گلا رو آب میدی زیر لب چه حرفایی میزنی ؛
قاشق رو چطوری میگیری توی دستت ،
اصلا دلم میخواد غذا خوردنت رو تماشا کنم..
دلم میخواد ببینم حالت چشمات موقعی که به یه چیزی توجه میکنی چه شکلیه ،
وقتایی که عجله داری چطوری آماده میشی ،
توی تنهایی چطوری لبخند میزنی؛
درست وقتی که میدونی هیچکس تماشات نمیکنه ، چی باعث میشه لبخند بزنی؟؟
اصلا چه مدلی میخندی!؟
چطوری گریه میکنی!؟
با آهنگات میخونی یا میرقصی!؟
دلم میخواد یه چشم بشم و تنهاییت رو تماشا کنم . .
اونوقت اگر ناراحت بودی ، شونه میشم برای ناراحتیات ؛
شایدم یه اسکلت که موقع خوشحالیت باهاش برقصی و هرطور میخوای تکونش بدی تا بشه اندازهی لبخندات . .
- برایتو .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
؛ خودِ تو . .)
- یکی از راه میرسه ؛
که با وجودش باعث میشه توی خودت دیگه غرق نشی .
بیا بریم یه جای دور ؛
یه جایی که زمینش از جنس کلیدای پیانو باشه
هر قدممون یه نت ، بهت قول میدم تا آخر راه قشنگ ترینو آهنگو میسازیم .
بیا بریم یه جای دور که شیر کاکائوهاش مجانی باشه ،اونوقت هرکی که دلش بگیره میتونه شیر کاکائو بخوره .
بیا بریم یه جای دور ؛
یه جایی که فاصله بینمون معنی نداشته باشه
بیا بریم یه جا که تو هیچ فلافلی خیارشور نباشه .
یه جا که استخراش از جنس نودلیت باشه .
بیا بریم یه جای دور یه جا که همهی آدما بال داشته باشن
یه جا که تو بالای من باشی .
بیا بریم یه جای دور ؛
یه جایی که اشکامون از جنس شکلات باشه .
یه جا که تابستونا از آسمون لباس چهار خونه بباره
زمستونا هودیای رنگی .
بیا بریم یه جای دور ، یه جای خیلی دور .
- برایتو .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
بیا بریم یه جای دور ؛ یه جایی که زمینش از جنس کلیدای پیانو باشه هر قدممون یه نت ، بهت قول میدم تا آ
من تا حالا یه انگشتتو هم لمس نکردم ولی تو ذهنم ؛ بارها زیر نم بارون و کافههایی که بو شیرکاکائو میدن بغلت کردم ،
بارها باهات خاطره ساختم و پازل رفاقتیِ آیندمو با تو تصور کردم ، بارها حس کردم که تورو دارم اما نداشتمت . .
این یه تعریف تلخ از دوست داشتن منه که خیلی شیرینه ، اما روزی که ببینمت همهی این تلخیا جبران میشه .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
من تا حالا یه انگشتتو هم لمس نکردم ولی تو ذهنم ؛ بارها زیر نم بارون و کافههایی که بو شیرکاکائو میدن
ولی این خیلی بده که ازت دورم؛
بده که موقع ناراحتیات نمیتونم دستتو بگیرم ،
بریم بیرون بلند بلند آهنگ بخونیم تا غصه هامون یادمون بره . .
خیلی بده وقتی قهری ، نمیتونم برات گل مورد علاقتو بگیرمو برات بیارم .
خیلی بده موقع خوشحالیات ، برق چشماتو نمیتونم ببینم و با خنده های از ته دلت آشنا نباشم .
کاش میتونستم خط به خط وجودتو زندگی کنم ؛ کاش اینقدر دور نبودی!("