وادی | ᴠᴀᴅɪ
؛ خودِ تو . .)
- یکی از راه میرسه ؛
که با وجودش باعث میشه توی خودت دیگه غرق نشی .
بیا بریم یه جای دور ؛
یه جایی که زمینش از جنس کلیدای پیانو باشه
هر قدممون یه نت ، بهت قول میدم تا آخر راه قشنگ ترینو آهنگو میسازیم .
بیا بریم یه جای دور که شیر کاکائوهاش مجانی باشه ،اونوقت هرکی که دلش بگیره میتونه شیر کاکائو بخوره .
بیا بریم یه جای دور ؛
یه جایی که فاصله بینمون معنی نداشته باشه
بیا بریم یه جا که تو هیچ فلافلی خیارشور نباشه .
یه جا که استخراش از جنس نودلیت باشه .
بیا بریم یه جای دور یه جا که همهی آدما بال داشته باشن
یه جا که تو بالای من باشی .
بیا بریم یه جای دور ؛
یه جایی که اشکامون از جنس شکلات باشه .
یه جا که تابستونا از آسمون لباس چهار خونه بباره
زمستونا هودیای رنگی .
بیا بریم یه جای دور ، یه جای خیلی دور .
- برایتو .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
بیا بریم یه جای دور ؛ یه جایی که زمینش از جنس کلیدای پیانو باشه هر قدممون یه نت ، بهت قول میدم تا آ
من تا حالا یه انگشتتو هم لمس نکردم ولی تو ذهنم ؛ بارها زیر نم بارون و کافههایی که بو شیرکاکائو میدن بغلت کردم ،
بارها باهات خاطره ساختم و پازل رفاقتیِ آیندمو با تو تصور کردم ، بارها حس کردم که تورو دارم اما نداشتمت . .
این یه تعریف تلخ از دوست داشتن منه که خیلی شیرینه ، اما روزی که ببینمت همهی این تلخیا جبران میشه .
وادی | ᴠᴀᴅɪ
من تا حالا یه انگشتتو هم لمس نکردم ولی تو ذهنم ؛ بارها زیر نم بارون و کافههایی که بو شیرکاکائو میدن
ولی این خیلی بده که ازت دورم؛
بده که موقع ناراحتیات نمیتونم دستتو بگیرم ،
بریم بیرون بلند بلند آهنگ بخونیم تا غصه هامون یادمون بره . .
خیلی بده وقتی قهری ، نمیتونم برات گل مورد علاقتو بگیرمو برات بیارم .
خیلی بده موقع خوشحالیات ، برق چشماتو نمیتونم ببینم و با خنده های از ته دلت آشنا نباشم .
کاش میتونستم خط به خط وجودتو زندگی کنم ؛ کاش اینقدر دور نبودی!("
وادی | ᴠᴀᴅɪ
- الان دقیقا هفتماهه از قلب شکسته استفاده نکردم ؛
- الان دقیقا هشتماهه از قلب شکسته استفاده نکردم ؛
نزار قبانی میگه ؛
"من هیچوقت احساس ناتوانی نمیکنم ، مگر وقتی که دلتنگ تو میشوم". .
به نظرم باگ آدمیزاد همین دلتنگیه .
همین که نمیتونه بیخیال ی خاطره بشه . .