با روزه و با نماز نشناختمت
با آن همه رمز و راز نشناختمت
یک ماه اگر چه میهمانت بودم
بگذشت مجال و باز نشناختمت
[#قیصر_امین_پور]
پرنقشتر از فرش دلم بافتهای نیست
از بس که گره زد به گره حوصلهها را
[#محمد_علی_بهمنی]
به وقت ِ۱۷☫
سفر مرا به زمین های استوایی برد و در زیر سایه ام بانیان سبز تنومند چه خوب یادم هست عبارتی که به ییل
مرا سفر به کجا میبرد؟
کجا نشان قدم، ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشتهای نرمِ فراغت
گشوده خواهد شد؟
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش
و بیخیال نشستن...
[#سهراب_سپهری]
بر برگِ گُل به خونِ شقایق نوشتهاند؛
کآنکس که پخته شد مِیِ چون اَرغَوان گرفت
[#حافظ]
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد
راه ما، راه حق، راه بهروزی است
اتحاد، اتحاد، رمز پیروزی است
[#ایران]
[#هوشنگ_ابتهاج]