eitaa logo
به وقت ِ۱۷☫
26 دنبال‌کننده
108 عکس
84 ویدیو
0 فایل
دوشنبه ۶ بهمن
مشاهده در ایتا
دانلود
در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بی‌تابم، كه دلم می‌خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه ... []
کلماتی که الان داری می‌خونی تا چند ثانیه پیش توی ذهن من بودن و الان توی ذهن تو هم هستن. به همین راحتی وارد ذهنت شدم. صدام رو توی ذهنت می‌شنوی؟ هرچی به خوندن ادامه بدی، به هستهٔ ذهنت نزدیک‌تر می‌شم. آفرین ادامه بده. دیگه جزئی از ذهن و خاطراتت شدم و نمی‌تونی ازم خلاص بشی. تامام .
چوپانی کنید برای لشکر اسکندر تاریخ فقط آریوبرزن را می‌شناسد..
"من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را" []
"نگاهم کرد و گفت: می‌دانی رنج تو از چیست؟ تو به آنچه نباید، بسیار می‌اندیشی."
نه چندان بزرگم که کوچک بیابم خودم را نه آنقدر کوچک که خود را بزرگ… گریز از میان‌مایگی آرزویی بزرگ است؟ []
[پیغام ماهی ها] : رفته بودم لب حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود. ماهیان می گفتند: هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده‌ی تابستان بود، پسرِ روشن آب لب پاشویه نشست و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد. به درک راه نبردیم به اکسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت ولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل میزد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهی‌ها حوضشان بی آب است.. باد می رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می‌رفتم... []
نه بیمارم نه خوشحالم ، نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی با دل ، گهی از هر دو بیزارم گهی خم های در جوشم ، گهی خمار می نوشم گهی بیدار ولی خوابم ، گهی در خواب و هشیارم گهی بیگانه از خویشم ، گهی بیگانه هم خویشم گهی آنم گهی اینم ، گهی سردر گریبانم گهی در شور و در سازم ، گهی با غصه دمسازم گهی تا عرش می تازم ، گهی با ذره می سازم گهی شاد وغزل  خوانم ، گهی از درد بی تابم چه غوغاییست در این عالم که من حیران حیرانم []