هروقت به منظور نوشتن
به افکار دقیقم نگاه میکنم ؛
کلمه ها نگاهشون رو ازم میدزدن * ..
ویین
آخرین ایستگاه امید ؛ پس از سقوط ِ کامل .
ملجأ آن هیچ "جایی" است
که در عینِ خراب شدنِ همهٔ "جاها" وجود دارد.
وقتی اتفاقایی میافته که میفهمم
آدمای دور و برم فقط در مواقع نیاز
سمتم میان ؛
از خودم متنفر میشم ..
و گاهی اوقات احساس ناکافی
بودن سراغم میاد .