ویین
امروز که کلمات گمشده تر از همیشه بودن ؛ باهاتون با عکسام صحبت کردم * ..
این عکسها انقدر کلمه
توی خودشون دارن ..
که شاید برای هرکدوم بشه کتاب بالای صد
صفحه نوشت ((( :
دستانم بوی تخممرغ میدهد ..
مقداری ارد به خودش گرفته
و عطر وانیل هم کمی مشخص
است ..
ویین
دستانم بوی تخممرغ میدهد .. مقداری ارد به خودش گرفته و عطر وانیل هم کمی مشخص است ..
این را حدود ۲ ساعت پیش نوشته ام ..
همهچیز درست و مرتب بود .
وقتی خواستم مرحله سوم آرد را اضافه
کنم فیزیک کار دستم داد .
و برای بار هزارم به این پیبردم
که فیزیک اصلاچیزچندان جالبی نیست
ولیبرای حفظ بقا و غصهنخوردن وجودش
لازم است .
هدایت شده از نمیدونم کجاست!🇵🇸
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Meoww! [When the Phone Rings]
https://eitaa.com/vain117
ممنونم که شرکتکردی:>🍓
بعد از مدتها شوق نوشتن از روزم را
دارم ..
از اتفاقات جالب و پندها و اندرز ها و لبخندها
و هرعنصری که در امروز شریک بوده .
اما برای کامل شدن صحبتم به تصاویر
احتیاج دارم .. تا بفهمید بدونسانسور
مقصودم را .
ویین
² همیشه موفقیت در ذهنم
مترداف مشهور و معروف شدن بود و
اگر نخواهم دروغ بگویم هنوز هم هست ..
اینروزها آدمهایی را میبینم که بسیار
موفقند و علم بسیاری دارند اما در گمنامی .
آرزویم که شروعش با خواندن کتاب " خطای ستارگان بخت ما " همراه بود ، این است :
" دلم میخواهد وقتی مردم انسانهایی
از تهدل بگویند که نبودنش سخت است
و بدردمان و بدرد انقلابمان و ارزشهایمان میخورد "
دلم میخواهد فردی باشم که
گوشهای بدونمن بدون کاربلد باشد .
درکل دلم میخواهد بدرد بخورم و حقیقت را فریاد کنم .