هدایت شده از ویین
واقعا سریال ِعجیبیه ..
روسها اونموقع هم بهعنوان ابرقدرت
ازشون یاد میشد ولی اینسریال آمریکایی
و مگه میشه بدون تخریب روسها تمومبشه ؟
ارزش ویتنامیها هم که از سگکمتره ..
تمام دیالوگهایی هم که مربوط به سیاسته
ضد کمونیسته ..
خاورمیانه رو با تصویری پر از اجبار و خونریزی
نشون میدن و کشوری به اسم اسرائیلهم
وجود داره !
تازه شخصیتهایی هم هستن
که صلحطلبن و میخوان صلح رو
بین فلسطینیها و اسرائیلیها برقرار کنن !
ولی نویسندهاش باهوش نبوده
چون ذهنت توی هر دیالوگ مربوط
به سرزمینهای اشغالی سمت نفر سومی
میره که زیرزیرکی داره میگه آمریکاست .
دین رو محدود کننده میدونه و
افراد دیندار رو هم متعصب و چشموگوش بسته .
یکی دیگه از نکاتی که بهش پرداخته شد
دین بود !
رسما هرچی مسیحی و مسلمون بود رو
له کرد ..
و جلوهءجالبی از مسیحیت و اسلام نساخت !
ولی جالبه که بگم مکرر اسم یهودیها و آیینهاشون اومد و اونجا از تمسخر خبری نبود !
از لحاظ ساخت و سناریو و شخصیتپردازی
و کارگردانی سریال بشدت کمنظیر و توی برخی رقابتها بینظیره !
اگه میتونید با چشم انتقاد بهش نگاهکنید..
این سریال یکپیشنهاد بزرگ و حتمی من برای شماست !
ذهنم را میخواند و قبل از تمام شدن مقدمهچینی ام دیالوگرا تکرار میکند و من هم همراهش میشوم ..
" و صفحهنمایش جهان هنوز برپاست که توهم حرفی به آن بیافزایی .. "
ویین
وا بچهها خودمونیمدیگه ؛ یکی از دلایل زیبایی پاییز آدمهای زیاد و عجیبشعه ...
پاییز خیلی فصلیعه که بند ِمعاشرته .
یکدست در جیب پیژامهءآبیام و دستدیگرم در بند
ویفر موزیاست که اگر در آینده دیابت بگیرم تقصیرش گردن اینویفر است ؛ از بچگی مهمان ِ میزناهارخوری مادربزرگم بوده و بعد از مدتی مادربزرگم هر وقت میآید خانهمان با خودش جعبهبزرگی از آن ویفر را میخرد و میآورد ..
صدای قرآن ِ قبل از اذان گوشی مادرم بلند است .
وارد بالکنمیشوم و هوای خنکرا استشمام میکنم .