' مسخره ترین دلیل گمشدن جوراب ها '
جورابها میترسند از پاهایِ بوگندو
میروند پشتِ ماشینِ لباسشویی ،
کتابِ "راهنمایِ فرار از جفتاندازی" میخوانند!
ویین
' مسخره ترین دلیل گمشدن جوراب ها ' جورابها میترسند از پاهایِ بوگندو میروند پشتِ ماشینِ لباسشو
جورابهایِ رقصندهٔ آزادیخواه!
"جورابها از زیرِ پا ماندن خسته شدند،
یک شب، وقتی ماه پیرهنِ شبرنگ پوشیده بود ،
با پاهایِ نخریسیدهشان سالسا رقصیدند!
جورابِ چپ گفت: 'دیگه بسه! من پاشنهدارم، استعداد دارم!'
جورابِ راست فریاد زد: 'من میخوام تو باله، ستاره بشم!'
رقصیدند تویِ باد ،
پشتِ ماشینِ لباسشویی کنسرت گذاشتند،
حتی جورابهایِ تمیز هم از کشو فرار کردند!
تا صبح...
یک عالمه جورابِ خوشحال رویِ بند رخت ،
دارند تانگو یاد میگیرند
و به جورابهایِ زندانی (تویِ کشوها) پیامِ مخفی میفرستند...
مهم نیست تاریکی چقدر خونریزی کنه درون ما ؛
باز یهجوری نور خودشرو وصله میزنه بهوجود ما..*