بعضی اوقات یادم میره که
خدا دقیقا به خطوط غم ِ من زل میزنه ..
فاصلهء شدت گرفتن غمم و از بین رفتنش ۵ ساعتم
نشد (((( :
ویین
هورمون خریتی که بعد ساعت ۱۱ فعال میشه خطرناکه (((( :
دفترخاطراتم پر این خریتهاست
که نوشتم باردومی نداره .
ویین
کسی این پست رو فور کرده ؟
https://abzarek.ir/service-p/msg/2212614
اینجا بگید .
دلم میگیرد ..
در ذهنم اشک میریزم و بغضم را میشکنم ..
محرم های سالهای گذشته را به یاد میآورم .
تازه معنی مجلس روضه را
درک کردم و حال دورم از جایی که محفل و مجلسی باشد ...
معنی زمان هم میفهمم .. زمانی که رفت و رفت و رفت ..
و به بطالت گذشت ( :
خدایا ! ..
می دانم که در پیش تو و اهلبیتت
همهء ارتباطات وجودی است ..
اما به من فرصتی بده که برای بار
دیگر بتوانم در محفل اشک اباعبدلله و
دلدادگانش شرکت کنم ..
بتوانم به جایی قدم بگذارم که
مومنان زیر یک بیرق جمع شدهاند ( :
[ شباولمحرم ]