eitaa logo
وی‌ین
83 دنبال‌کننده
493 عکس
47 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
وی‌ین
ماه ِ امشب ( :
روشن‌تر و واضح‌تر از دیشب * .
وی‌ین
کوتاه مختصر می‌نویسم .. جنون ادم را کور می‌کند و نا‌مقاوم . ما با جمع کردن کارهای مثبت خوب نمی‌شویم
خانم‌سخنران می‌گوید : "نوجوان ها اشاره فهمند ." و با تکیه بر این حرفش کلمه‌ای را‌می‌گوید و لبخندی به دوتادور گود زورخانه می‌اندازد .. هیئت دخترانهء امسالمان چندروزی است در زورخانه است .. زورخانه‌‌ای که به‌نام شهید یک‌و‌بیست است .. با اشاره‌گویی خانم‌سخنران گاهی هیچ‌نمی‌فهمم گاهی گمراه می‌شوم .. ولی سعی می‌کنم در حد درک خودم چیزهایی بفهمم ..* امشب ؛ شب ِ قهرمانی دیگر بود .. حیدری دیگر ، علی‌ای دیگر ، شبیه ترین انسان‌ها بر پیامبر ... همان که مرامش از نبی‌اش بود .. کلامش از نبی‌اش بود .. صیرتش از نبی‌اش بود .. زورش ؛ زور نبی‌اش بود .. همان‌که عاشق‌پیشه امام‌زمانش بود .. همان‌که نفس‌مطمئنه‌اش در گروی‌دستانش بود .. همان که امامش کارنامه اعمالش را امضا کرد .. جالب است ؛ با این هیبت و عظمت و قدرت از پدرت تقاضای آب کنی برای خریدن و بدست آوردن فرصت وداع (( : علی‌اکبر امام‌حسین .. سّری دارد که آدم‌ها نمی‌فهمند و بر آدم‌ها مخفی‌است .. مانند مادرش ( : می‌گویند اولین زخم ِعمیق .. زخمی بود که بر پهلویش زدند و آخرین زخم ؛ زخمی بر وسط سرشان بوده . گریه‌ام می‌آید .. برای این قهرمانان .. برای قاسم ، عبدالله ، علی‌اکبر ( : بگذریم . خدایا ! من را یاری‌کن .. برای دست‌یابی به سّر درونم .‌. و تبدیل منفی‌های‌وجودم به مثبت .. [ شب‌‌هشتم‌محرم ]
ضمن شجاعت عاقل هم هست .
وی‌ین
ضمن شجاعت عاقل هم هست .
غضب را می‌توان هدایت کرد ... به‌سوی مقاومت‌طلبی و شجاعت ؛ یا به‌سوی خشم و عصبانیت . کسانی که غضب‌شان به سوی خشم می‌رود از چیزی ترسیده‌اند .. عجولند و تصمیم‌گیری بدون تدبیر دارند .. کسانی که غضب‌شان به‌‌سوی مقاومت رفته ؛ چند‌ویژگی دارند : صبورند / تدبیر‌دارند / و عاقلند .
وی‌ین
در کتاب نورخدا نوشته : " علی‌رفت ؛ تمام‌خاطرات کودکی اورا با خود برد .. " در این‌کتاب نوشته" امام‌حسین علیه‌السلام از کودکی عادت کرده بود در چشمان رسول خدا زندگی کند .." و از آنجایی که علی‌اکبر شبیه‌ترین بود به رسول‌خدا داغ پیامبر برای امام‌‌حسین علیه‌السلام دوباره با پسرش زنده‌شد . اما من می‌خواهم بگویم شاید داغ دیگری هم زنده شده باشد و این کنایه‌ای بوده .. و اصل مطلب را بین آن‌همه نامحرم امام علیه‌السلام نمی‌توانسته به زبان بیاورد .. می‌گویند قبل حضرت‌علی‌اکبر ، امام‌حسن‌مجتبی و قبل از آن حضرت‌مادر خیلی شبیه حضرت رسول بوده است .. عایشه می‌گوید " وقتی حضرت زهرا وارد می‌شد گویی پیامبر وارد شده و هر گاه می‌خندید انگار پیامبر خندیده و حتی راه رفتن زهرا (س) مانند پدرش بوده ." امام‌حسین علیه‌السلام در کودکی مادرش را از دست داده و درسال های زیادی از عمرش با دلتنگی مادر زندگی کرده .. پس شاید داغ علی‌اکبرش علاوه‌بر داغ حضرت رسول داغ حضرت‌مادر هم برای امام‌‌علیه‌السلام دوباره زنده کرده (((( :
مرا محروم کردی از خودت این داغ سنگین بود ''چنان تحریم تنباکوبرای ناصر الدین شاه!" *‌حمیدرضابرقعی
بی‌تو تقویم پر ازجمعه بی‌حوصله‌هاست و جهان مادر آبستن خط‌فاصله‌هاست *علیرضا آذر
وی‌ین
روشن‌تر و واضح‌تر از دیشب * .
به یاد ِقمر بنی‌هاشم *
وی‌ین
خانم‌سخنران می‌گوید : "نوجوان ها اشاره فهمند ." و با تکیه بر این حرفش کلمه‌ای را‌می‌گوید و لبخندی ب
می‌گویند : " امام یک‌جمعه می‌آید " امروز جمعه بود .. یعنی این جمعه هم نه ؟ انگار تمام مفهوم‌ها در ذهن ما اشتباه نقش بسته .. جمعه ؛ جمعهء به لفظ نیست .. جمعه روزی است که همه جمع شوند ، مضطر شوند و امامشان را صدا بزنند . به امید جمعه ای که تو بیایی .. شعری را با عنوان شوق‌مهدی در کتاب ادبیات داشتیم که یکی از ‌بیت‌هایش اینگونه بود : ''گفتم که از که پرسم، جانا نشان کویت؟ گفتا: نشان چه پرسی؟ آن کوی، بی‌نشان است!" بی نشان است ؛ یعنی لامکان است .. در مکان نمی‌گنجد .. ولی در قلب چرا .. در قلب فیزیکی نه ؛ ولی در قلب معنوی هست و حاضر است . برای رسیدن به درک حضور هم در دعای ندبه آدرسی داده شده ؛ که مانند آدرس منزل عمل می‌کند : " بِنَفْسِی أَنْتَ أُمْنِیةُ شائِقٍ یتَمَنَّی مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَکرا فَحَنَّا " ' در جان من، تو آرزوی انسان مشتاقی هستی که آرزوی مرد و زن مؤمنی را دارد که به یاد و اشتیاقش باشد ' امام اینگونه است : ) آدرس امام لامکان است اما دقیق است .. پس هرجا اشتیاقی باشد براش ؛ امام همانجاست ؛ حضور دارد .. می‌گویند رابطه ما با خدا و اهل‌بیت حقیقی وجودی است ؛ امام وجود دارد ؛ حقیقی کنارمان است با وجودش .. اما حاضر نیست ؛ جسمش نیست .. می گویند : " بعدازظهر تاسوعا لشگر دشمن می‌خواست حمله را شروع کند و بتازد .. امام قمربنی هاشم را می‌فرستد تا برد و اوضاع را بررسی کند .. اما قبلش می‌گوید 'بنفسی انت ..' " چه شده‌است که عالی به دانی می‌گوید بنفسی انت .. مگر مقام معلمی و شاگردی نیست ؟ شاگرد باید بگوید بنفسی انت نه معلم ( : مگر ما به امام‌ خود نمی‌گوییم این را ؟ مقام قمربنی هاشم همین‌جا مشخص می‌شود .. امام عباس را آینه خود می‌دید .. در وجود عباس خودش را می‌دید .. هنوز هم گنبد های قمر‌بنی‌هاشم و امام انقدر شبیه هم است که باید حرفه‌ای باشی تا تشخیص بدهی ( : قمربنی‌هاشم برای این باب‌الحوائج است .. که تمام فکر و ذکرش امامش بود ؛ مولایش بود .. به امامش چشم گفت و امام هم به درخواست‌های او چشم گفت .. مانند عبودیت کردن خدا و چشم گفتن خدا به ما .. تو عمری به خدا چشم گفتی و حال خدا به تو چشم می‌گوید . رابطه ابالفضل و مولایش هم همین‌گونه است ... حضرت‌عباس هم قهرمان بود .. از آن قهرمان‌ها که با تمام هیبت غرور نداشت و با تواضع امامش را می‌خواند ( : راوی می‌گوید : " عباس هنگامی که آب را در دستانش گرفت به یاد تشنگی حسین افتاد و از آن آب نخورد " اما راوی حس ندارد ... بی احساس است .. بعضی‌ها می‌گویند اسب‌های نجیب تا صاحبشان آب نخورد آب نمی‌خورند و عباس به خاطر این آب را در دستانش گرفت که اسب‌ها خیال کنند عباس آب خورده است و با خیال راحت آب بخورند ((( : خدایا ! این‌ها چه‌کسانی هستند ؟ ما را از محبانشان قرار ده .. ابوفاضل ! ای ماه بنی‌هاشم .. خودت می‌دانی چه می‌خواهم و نظری کن به دلم .. [ شب‌نهم‌محرم ]