'افکار'
بخش پیچیدهی زندگی، که بود و نبودش داستان داره، هر کدوم با یه روایت
شاید فقط فلاسفه و دانشمندان اند که از افکار خود لذت میبرند!
قرار نیست همیشه بدویی یا یه فعالیت سنگین انجام بدی یا از صبح تا غروب بزنی بیرون تا خسته بشی، گاهی موقعها افکار، شما رو خسته میکنن
انقدر که حتی نمیتونی بخوابی!
مثل بیماری که اول، شبها درد به سراغش میاد و اما بعد مدتی فرقی نمیکنه شبه یا صبح، بلکه همیشه در جنگ با درد و تحمل اونه
غمانگیز است حافظا! حالشان، نوایشان، نگاهشان. گاهی با خودم میاندیشم
چرا من با وجود دردهایم خوبم، خوبم، واقعا خوبم، خداروشکر خوبم؛ اما آنها نه!
درد فیل دارندو فنجان صبر؟