چهل روز از آن روزِ کذایی میگذرد.
چهل روز است که بیتو جهان درهم است.
چهل روز است که مرد بودن مشقِ هرشبم شده.
علیِ من
آقایِ من
سالارِ من
دلم برایت پر میکشد.
برای لحنِ صحبت کردنت.
برای لبخندهای پدرانهات.
برایِ صلابت عمامهی مشکیات.
برایِ دقت به نوشتههای ریز روی انگشترت.
دلم تنگ شده حتی برایِ عصایت.
چطوری بدونِ تو چهل روز دوام آوردیم؟
چطور هنوز نفس میکشیم؟
مگر نه اینکه میگفتیم
خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست؟
پس چرا قطره خونهای رگم، برای خونِ به زمین ریخته شدهی تو نمیجوشد؟
حالا امشب حلوایِ تو را دادند دستم!
توهینی بزرگتر از این که تو نباشی و من باشم و حلوایت را بخورم؟
ولی میدونین چیه؟
اکثر شهدای جنگرمضان و جنگ ۱۲ روزه عشاق امامحسن بودن!
عجیب نیست؟!
امامحسن چه دری باز کردی واسه مُحبّات!
Mohsen Chavoshi 625680128_-342621330.mp3
زمان:
حجم:
13M
شیپور جنگ را زده و
یکباره صلح میطلبید
ابلیسزادگانِ پلید
ای بدترینِ اهل زمین
با ما رسیدگانِ به یقین
پس مایلید قمار کنید!
مردم، علاج در وطن است
دنیا فقط لب و دهن است