همانطور که بچه، بدون هیچ زحمتی و شاگرد، بدون هیچگونه تلاشی، از پدر و مادر یا اولیای مدرسهاش یک ایمانی را مُفت گرفت، به همین صورت هم دزدانِ ایمان این ایمان را از او مُفت میگیرند.
کتابطرحکلیاندیشهاسلامی
بیاناتمقاممعظمرهبریدرسال۱۳۵۳
سامانهی المس برایم باز نمیشد.
نیم ساعتی فقط تلاش میکردم وارد کلاسم شوم و تکنولوژی مانعش می شد.
کلافه شدم.
یکی از کتابهای تو را دست گرفتم.
شروع کردم به ورق زدن و خواندنِ حرفهایت..
نمیدانم کی و در کدام سطر بودم که خوابم برد!
دو سه ساعتی که خواب بودم، خوابِ نبودنِ تو را میدیدم.
خوابِ اینکه خبر از سخنرانیهایت آمده.
سه ساعتی که خواب بودم با شوق منتظر بودم بیایی و باز برایمان حرف بزنی.
ولی نیستی دیگه عزیزِدلم..
سعدی چو جورش میبری
نزدیکِ او دیگر مرو..
ای بیبصر، من میروم؟!
او میکِشد قلاب را ..
وارسته
سامانهی المس برایم باز نمیشد. نیم ساعتی فقط تلاش میکردم وارد کلاسم شوم و تکنولوژی مانعش می شد. کل
تلویزیون رو روشن کردم؛
داشت آخرین سخنرانیتو پخش میکرد:)