مرا از قید و بند مذهبها برون آورد عشق او
که چون خورشید طالع شد، نهان گردند کوکبها.
Alireza Ghorbani, Alireza Afkari1_19331443941.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
باید که شبی برسی به قرارم
ایمان منی، به خدا نسپارم
میترسم از اینکه زمان نگذارد،
چون دسته گلی برسی به مزارم.
برای تو مینویسم، پارهی جان دور افتادهام...
شب هنگامست و جان و دل ما از دوری شما آرام و قرار ندارد.
خداوند گواهست که دل ما هرشب در اوج فراغ بالی، در بندِ غمِ دوریِ شماست و خدا را به مقدسات سوگند میدهد برای لحظهای در آغوش گرفتنتان. چه بسا جبرِ جغرافیا عمر مارا، عمر نوح پنداشته و در فراق شما، مارا ایوب زمانه گردانيده...
درهرحال چه میتوان کرد با این فاصله جز سوختن و ساختن؟
به نقل از حافظِ جان؛
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
دست گیرم که ز هجر تو ز پا افتادم...